چرا شب تاریک است؟
گسترش جهان در تاریکی شباهنگام آسمان ثبت شده است
ازمقالات فرستاده شده همکاران
متداول ترین رویدادها غالبا ازهمه راز آمیزتر واز نظر اطلاع رسانی از همه غنی تراند. ((اگر هر یک از ستارگان یک خورشیداند،چگونه است که مجموع نور آنها از نور خورشید درخشنده تر نیست؟))این پرسشی بود که یوهان کپلر ،اختر شناس نامی،در آغاز قرن هفدهم مطرح کرد ،یعنی هنگامی که عظمت آسمانها به تازگی فهمیده شده بود. آنها تا کجا گسترش می یابند؟آیا ستارگان تا بینهایت به گونه ای یکنواخت در آسمان توزیع شده اند؟ در این صورت باید همچون پرده ای درخشان بر فراز سر ما پهن شوند. پس چرا شب ها تاریک اند؟ دچار این وسوسه می شویم که نتیجه بگیریم ستارگان به طور یکنواخت در فضا توزیع نشده اند. آنها در کهکشانها گرد هم آمده اند اما این تبیین کافی نیست ،چون باید همین استدلال را در باره کهکشانها ،خوشه ها ،یا ابر خوشه ها نیز به کا ر گیریم.در ماده سیال جهانی که از توالی این واحدها تشکیل شده است ،مسئله به همان صورت قبل برجای می ماند.
برای دادن پاسخی درست به این پرسش باید دو عامل را در نظر بگیریم که تا کنون با آنها آشنا شده ایم .نخست آنکه کاینات جاودانه نیست. دوم آنکه امروزه کاینات در سمت وسوی آینده شفاف است . این دو واقعیت به روشنی مارا به مبحث پیشین گسترش کاینات هدایت می کند.
چنانچه پرسش کپلررابا عبارتهایی متفاوت مطرح کنیم،درک همه این مطالب آسانتر خواهد شد.ستارگان از خود نور منتشر می کنند.این انرژی مثل آبی که در وان حمام می ریزد در فضا پخش می شود. چرا این وان سرریز نمی کند؟ این فکر که کاینات می تواند عمری داشته باشد به هیچ وجه برای کپلر شناخته نبود. این مطلب بعدها ،یعنی در آغاز قرن بیستم ،و همراه با نظریه گسترش مطرح شد .در زمینه بحث ما این سن اهمیت زیادی ندارد. حتی اگرآسمانها ثابت بر جای می ماندند،ستارگان آنقدر نور نداشتند که طی 15میلیارد سال نورآسمان به هنگام شب در حد قابل توجهی افزایش دهند به علاوه ، آسمان ها ثابت نیستند وفرایندی از گسترش رااز سر می گذرانند. پرتوهای ستارگان وارد فضایی هر دم وسیعتر می شوند.ستارگان فوتون هایی ساطع می کنند که هیچ شانسی برای باز پس گیری آنها در آینده وجود ندارد.چگونه می توان ظرفی راکه حجم اش مرتبا افزایش می یابد پر کرد؟
به بیانی فنی ،می گوییم در جهان امروز عمرفوتون ها در مقابل جذب آنها به وسیله ماده (ستارگان یا سحابی ها)بسیار طولانی تراز عمر کاینات است.در یک میلیون سال اول عمر کاینات ،پیش از ساطع شدن پرتوهای فسیلی ، وضعیت برعکس بود .در آن زمان همه فوتونهایی که ساطع می شدند بلافاصله دوباره جذب می شدند.اگر به جای کلمه ((خورشیدها ))،((ذرات)) بگذاریم کپلر درست می گفت که آسمان اولیه می درخشیده است .گسترش کاینات باعث شده است که ما ازآن دوره آسمان درخشان گذر کنیم و وارد دوره تاریک کنونی شویم دقیقا به این دلیل است که گسترش را می توان مسئول وجود شب دانست.
تاریکی آسمان شب ،ماجرای گسترش کاینات را برای ما بازگو می کند، ودر فصول بعدی مطالب بیشتری را بازگو خواهد کرد.
در مجموع می توان گفت که فرضیه تقریبا نوعی منزلت جزمی پیدا کرده است. کاشفان تابش فسیلی به دریافت جایزه نوبل نایل شدند. ما باید نسبت به آن فضای پذیرش اجتماعی که بر اثر تعلق این جایزه پدید می آید بی اعتماد باشیم. روحیه هوشیاری و باز اندیشی را باید حفظ کرد. در مورد انفجار بزرگ ،آنچه شخصی مرا نگران می کند این واقعیت است که بیش از حد ساده به نظر می رسد. آیا واقعا می توانیم تصور کنیم که دنیای فوق العاده پیچیده ومتنوع امروز، در چنین وضعیتی از فقر و تنگدستی متولد شده است؟
در بخش بعدی به بررسی این مطلب می پردازیم که چگونه پدیده ای ساده می تواند چیزی پیچیده بزاید اما آیا ساده از قبل وبالقوه در بر دارنده پیچیده نبوده است؟ در نخستین دقایق کاینات بذر های این پیچیدگی کجا بوده اند؟
نویسنده: قرباتی/منبع/اتم های سکوت/نوشته: اوبرریوز/ترجمه:عباس مخبر
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت17:50 توسط بهزاد طهماسب زاده
مرگ خورشید
آیا زمین سرد خواهد شد ؟
در آن آینده دور چه سرنوشتی درانتظارسیاره بد بخت ما خواهد بود ؟

گیاه شناسانی که دریک جنگل کاج قدم می زنند می توانند درذهن خود درختان را برحسب گروههای سنی آنها طبقه بندی کنند. آنها تصوری ازکل چرخه حیات درخت کاج رادر ذهن دارند.پیش پای آنها نهال های جوان وبرفرازسرشان درختان ستبر و بالغ دیده می شوند و دراطرافشان تنه های پوسیده درختانی که مرده اند. آنها می توانند بگویند که آینده هر یک از این درختان چه خواهد بود .اختر شناسان نیز دررابطه با ستارگانی که گنبد فلکی را زینت می بخشند موقعیت مشابهی دارند. آنها نیز می توانند با مشخص کردن مراحل گوناگون دور زندگی ستارگان ، فرایند ولادت، حیات و مرگ ستاره را در یک چشم اندازواحد و فراگیر ببینند.البته یک ستاره وجود دارد که علاقه ما به آن فراتر از علاقه ای صرفا آکادمیک است وآن ستاره خورشید خودمان است.سرنوشت نسل بشر درارتباط تنگاتنگ با سرنوشتی است که آینده برای خورشید رقم خواهد زد .
در یکی از فصول پیشین مرگ ستارگان کوچک را توصیف کردم.آنها پیش ازآن که به کوتوله های سیاه تبدیل شوند ازمراحل متوالی غول سرخ، سحابی سیاره ای و کوتوله سفید گذرمی کنند. اکنون سعی می کنم توالی این رویدادها را در حیات آینده خورشید خودمان، از چشم انداز یک ناظر فرضی فرازمینی، باز سازی کنم .ذخایرهیدروژن خورشید این وعده را به ما می دهد که تا حدود 5 میلیارد سال دیگر دغدغه ای نداشته باشیم. خورشید تقریبا به همان صورتی که امروز دیده می شود بر جای خواهد ماند: ستاره ای زرد که به دلیل فاصله زیادی که با زمین دارد ، قرص عظیم اش همچنان به اندازه تقریبی ماه خواهد بود. با به پایان رسیدن ذخیره هیدروژنی که در بخشهای مرکزی آن وجود دارد ، به یک غول سرخ تبد یل و باعث گداخت هلیوم به کربن و اکسیژن خواهئ شد. یدال جوزا (شانه چپ جوزا )،عین الثور ( در ثور )و قلب العقرب (در قلب عقرب )به این دسته تعلق دارند. ما می توانیم با چشم غیر مسلح (و بهتراز آن با دوربین دو چشم ) ببینیم که این ستارگان سرخ اند. آنها حقیقتا غول اند ! اگر به صورت ذهنی ، مر کز قلب العقرب را بر مرکز خورشید منطبق کنیم ، مشاهده خواهیم کرد که این ستاره نه تنها خورشید بلکه عطارد، زهره و زمین را خواهد پوشاند !
هنگامی که خورشید به این مرحله می رسد حجم اش افزایش ودمای سطح آن به آرامی کاهش خواهد یافت.رنگ آن از زرد به نارنجی وسپس قرمزتغییر خواهد کرد. ازآسمان آبی گرفته تا سایه رنگ های سپیده وشامگاه ، کلیه پدیده های جوی عمیقا تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. آیا زمین سرد خواهد شد ؟نه، بلکه ماجرا کاملا برعکس خواهد بود. افزایش مساحت خورشید، کاهش دما را جبران خواهد کردوازآن نیزفراترخواهد رفت.آن قرص سرخ متورم، حرارتی بیش ازآنچه ازخورشیدآشنای خود دریافت می کنیم برای ما ارسال خواهد کرد.
در آن آینده دور چه سرنوشتی درانتظارسیاره بد بخت ما خواهد بود ؟ آیا دانش لازم را برای طرح واقع بینانه یک سناریو منطقی، دست کم به صورتی کلی ،در اختیار داریم؟گمان نمی کنم که کاملا این طور باشد، اما به هر حال بد نیست که سعی مان را بکنیم با افزایش دما، یخ پهنه های قطبی شروع به ذوب شدن می کنند، سطح اقیانوسها را بالا می آورند ولایه های ضخیمی ازابر ایجاد می کنند که برای مدتی خورشید را پنهان می کنند. این ابرها تقابل اقلیمی میان قطب ها وخط استوا را تا حدود زیادی از بین می برند. نوعی جنگل آمازونی داغ و مرطوب سراسر سیاره ما را می پوشاند ومثل داخل یک گلخانه، گیاهان زینتی همه جا می رویند و رشد می کنند. سپس جو زمین شروع به تبخیر شدن می کند و به فضا می رود،آسمان روشن می شود و گیاهانی که براثر حرارت این قرص سرخ عظیم خشک و بریان شده اند نا گهان شعله ورمی شوند. شعله های پایان نا پذیرآتش، با استفاده ازاکسیژن باقیمانده ،همه مواد آلی موجود بر سطح زمین را مصرف می کنند.چشم اندازی شبیه به آنچه که اکنون درماه دیده می شود پدید می آید.در صخره سنگ های قاره ای واعماق حوزه هایی که اقیانوسها تبخیر شده اند. حاکمیت عصر معادن ، بار دیگر جایگاهی را که در نخستین سالهای عمر سیاره داشته است باز می یابد ؛جایگاهی که درماه، هیچ گاه از بین نرفته است. پس ازگذشت چند صد هزار سال ،خود صخره نیز شروع به ذوب شدن می کند ، درست همانطور که درآتشفشانهای امروزاتفاق می افتد. زیرآبشاری ازحرارت سرخ ،امواج گدازه های فروزان از کوه ها سرازیرو دراعماق اقیانوسها ی کهن جمع می شوند. شکم سرخ هیولایی خورشید به گسترش اجتناب ناپذیرخود ادامه می دهد وازدرون امعاء واحشاء خود نوعی باد نیرومند ستاره ای به بیرون می فرستد. سیارگان داخلی از قبیل عطارد، زهره ، زمین و شاید مریخ، تحت تاثیرآن به آرامی تبخیرمی شوند. این توفان شدید مواد آنها را جارو می کند وبه صورت امواج متلاطمی از بخاربه هوا می فرستد. این فرایند دفع ماده ، بعدا پر آشوب تر و خشن تر می شود. سیاره های دورتر، زهره، زحل، اورانوس، نپتون، و پلتون تحت تاثیراین میهمانان داغ و سوزان، یکی پساز دیگری تبخیر می شوند. مشاهده این رویدادها از راه دور، احتمالا رنگامیزی بسیار زیبایی دارد که برای اختر شناسانی که سحابی سیاره ای را رصد می کنند آشنا است .یک ستاره داغ که مرکزآن آبی – بنفش است درمحاصره دوایر متحدالمرکزی قرار دارد که از سبز مایل به زرد تا قرمزدر حاشیه ها ادامه پیدا می کند . ستاره مرکزی
، هسته باقیمانده یک غول سرخ در حال مرگ است، حال آنکه دوایر از ماده ستاره ای ساخته شده اند که بیرون ریخته شده اند. این توده های گازی که براثر تابش ستاره مرکزی بسیار رقیق و فعال شده اند شفاف وگدازان می شوند. اتم های اکسیژن حاشیه سبزرا تشکیل می دهند، حال آنکه هیدروژنها و نبتروژنهای اتمی قلب سرخ را پدید می آورند. اما خورشید در حال مرگ ،منابع خود را کاملا تمام نمی کند. یک هسته عریان، یا کوتوله سفید، شبیه به آنچه که در مدار شعرای یمانی می چرخد بر جای می ماند. به این ترتیب ماده سیاره تبخیر شده ما به همان گاز کهکشانی باز می گردد که 6/4 میلیارد سال قبل ازآن سرچشمه گرفته است. از این ماده رقیق، سحابی های جدید شکل می گیرند ودر میانه آنها ستارگان و منظومه های سیاره ای جدید پدیدار می شوند. چشم اندازهای جاودانگی مدام چرخه ها را تکرار می کنند .کتاب اتم های سکوت : اوبرریوز/ترجمه: عباس مخبر
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت17:48 توسط بهزاد طهماسب زاده
زندگي درآسمان
حركت به معني كلي ناشي از تغيير حجم ماده دراثر اختلاف درجه گرما در محوطه ومحدوده اي كه آن تغيير، حجم رابه فشار و نيرو تبديل كند، سنگ اول بناي حيات است. واگر تبديل گرما واختلاف حجم به فشار ونيروي محركه درشرايط خاصي دوام يافته و بسته ها خود به خود كثرت يابند نخستين پديده زندگي يعني حيات بوجود مي آيد چون احتمال اختلاف درجه گرما خواه در اثر فعل وانفعالات شيميايي خواه ازمنابع خارجي نيزدراجرام آسماني ديگر هم زياد است ،اين اختلاف درجه حرارت طبعا سبب اختلاف حجم ماده مي شود كه نتيجه آن وجود زندگي درآسمان گرديده با اين تفاوت كه در زمين ما ،به علت وجود مقدار معين نيروي جاذبه وحدود معين تغيير درجه گرما، مركبات آب و كربن حساسيت براي قبول حيات دارند. ولي ممكن است در بعضي اجرام آسماني اجسام وعناصري غير از ئيدروژن ،اكسيژن ،كربن وازت با هم تركيب شده و حساسيت قبول زندگي را پيدا كنند. مثلا" در عطارد بعلت وجود حرارت زيادتر ونيروي جاذبه كمتر عناصري مانند كلر وسديم وگوگرد ماده اصلي موجودات زنده عطاردي را بسازند، چنانكه درماشين بخار، آب- ودراتومبيل وموتور جت بنزين جاي باروت و مواد منفجره را گرفته اند ولي اساس عمل همان ايجاد فشار بعلت ازدياد حجم است.
نویسنده:محمودنصیریان ازمقالات دکترضیاء الدین رضوی خراسانی
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت17:40 توسط بهزاد طهماسب زاده
ستاره دنباله دار
گزارش ظهور دنباله دارها به هزاران سال پیش بر می گردد. برخی از آنها مهمانهای منظمی هستند . مثلا ستاره دنباله دار هالی از زمانی پیش از میلاد مسیح ، هر 75 سال یک بار ظاهر می شود . اواخر سال 1364 و اوایل 1365 شمسی (1986 میلادی ) بار دیگر شاهد باز گشت آن بودیم . شرایط دید این دنباله دار در اروپا و آمریکای شمالی مناسب نبود ،ولی در استرالیا و زلاندنو به وضوح دیده می شد .ستاره دنباله دار عظیمی که در سال 1843 دیده ،شد دارای دنباله ای به طول 330 میلیون کیلومتر (205 میلیون مایل ) بود .چگالی این دنباله ها حتی از بهترین خلاء که در شرایط آزمایشگاهی در روی زمین ایجاد شده کمتر است .
نامگذاری ستارگان دنباله دار
ستاره های دنباله دار اجرام مزاحم کوچکی می باشند که هر چند یک بار در داخل منظومه شمسی ظاهر می شوند . ستاره های دنباله دار روشن مرئی دارای دنباله هایی هستند که می توانند تا 90 درجه در آسمان امتداد داشته باشند . هر ستاره دنباله دار به یاد بود کاشف آن نامگذاری می شود . مثلا دنباله دار اوترما .
برخی از ستارگان دنباله دار بر اساس سال کشفشان نامگذاری شده اند . 1971 a اولین ستاره دنباله دار ی بود که در سال 1971 میلادی کشف شد و همین طور 1971 دنباله دار بعدی بود وغیره.
پس از آنکه مداری برای ستاره دنباله دار محاسبه شود ،شماره گذاری بر اساس عبور از نقطه قرین خورشیدی انجام می گردد. مثلا ستاره دنباله دار 1971 اولین ستاره دنباله داری بود که در سال 1971 میلادی از نقطه قرین خورشید گذشت.
انواع دنباله ها
دو نوع دنباله وجود دارد :غبار و گاز یونیده. یک دم تشکیل شده از غبار محتوی ذراتی به بزرگی ذرات موجود در دود می باشد . این نوع دم هنگامی تشکیل می شود که یک باد خورشیدی مقداری ماده از کما جدا می کند . چون این ذرات بسیار کوچکند با کوچکترین نیرویی جابه جا می شوند ، در نتیجه این دنباله ها معمولا پخش و خمیده اند . دنباله های گازی وقتی تشکیل می شوند که نور خورشید مقداری از مواد کما را یونیده می کند و سپس یک باد خورشیدی این مواد یونیده را از کما دور می کند . دنباله های یونی معمولا کشیده تر و باریکترند . هر دوی این دنباله ها ممکن است تا میلیونها کیلومتر در فضا پراکنده شوند . وقتی که دنباله دار از خورشید دور می شود دم و کما از بین می روند و فقط مواد سرد سخت درون هسته باقی می مانند . تحقیقات راجع به ستاره دنباله دار هیل پا ب وجود نوعی دم را نشان داد که شبیه دنباله های تشکیل شده از غبار بود ، ولی از سدیم خنثی تشکیل شده بود .( همانطور که گفتیم مواد موجود در هسته نوع کما و دنباله را تعیین می کنند.)
منشا دنباله دار ها
دنباله دارها در دو جا به طور بارز یافت می شود:
نویسنده: قربانی از کتاب شگفتیهای کیهان
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت18:32 توسط بهزاد طهماسب زاده

قبرستان تپه برفی در منظومه جوزا
( تکامل مارپیچی ازطریق ولادت ومرگ تکوین پیدامی کند- دیدگاهی نزدیک به هندویسم)
سحابی تریفیه شبیه به یک دسته گل شقایق است. سحابی روزت ،بافت ظریف یک گل رز چینی را دارد اما به نظر من سحابی جوزا که کمی پایین تر از کمربند جوزا قرار دارداز همه زیباتر است در یک شب بسیار تاریک وصاف می توان آن رابا چشم غیر مسلح دید وبا یک دوربین دو چشم هم روشن تر دیده می شود.
قبرستان تپه برفی در منظومه جوزا
( تکامل مارپیچی ازطریق ولادت ومرگ تکوین پیدامی کند- دیدگاهی نزدیک به هندویسم)
سحابی تریفیه شبیه به یک دسته گل شقایق است. سحابی روزت ،بافت ظریف یک گل رز چینی را دارد اما به نظر من سحابی جوزا که کمی پایین تر از کمربند جوزا قرار دارداز همه زیباتر است در یک شب بسیار تاریک وصاف می توان آن رابا چشم غیر مسلح دید وبا یک دوربین دو چشم هم روشن تر دیده می شود.
قبرستان تپه برفی در منظومه جوزا
دوران کودکی رانزدیک یک قبرستان بزرگ درمونرال زندگی می کردم که در واقع پارک بزرگی پر از درختان بلوط وافری شکری بود .در روزهای اول بهار ،مدت ها پیش ازآنکه سنگ قبرها زیر بوته زارها پنهان شوند،بر اثر ذوب شدن برف ها گیاهان گل زعفرانی سبز می شدند .من برای دیدن شکوفه های آنها می رفتم ومراسم کفن و دفن را نیز تماشا می کردم.تضاد میان این دوواقعه مجذوبم می کرد. یک طرف گل هاودرختان شاداب بودند که از کناره های مرطوب قبرها ریشه گرفته بودند که از کنا ره های مرطوب قبرها ریشه گرفته بودند وطرف دیگر ،تابوتهای چوبی براقی که مردان آنها رادرسوراخ های تاریک قرار می دادند . این صحنه ،نشان دهنده آن بود که آغازو پایان، زندگی و مرگ،گذرا بودن وجاودانگی درآغوش یکدیگر درهم تنیده اند . این صحنه فاقد سن وسال بود و صرفا وجود داشت . شگفت نیست که تمدن های باستانی زمین را پرستش می کردند،وزمین و زهدان،یعنی دو سرچشمه حیات رادر قالب نمادی واحد ترکیب می کردند.در آن روزگاران اولیه،مراسم آیینی همراه با اورجی های جنسی ،حلول بهار را بشارت می داد.از زمین حاصلخیز،بوی برداشت محصول نو به مشام می رسید.زمین،زندگی است ،اما مرگ هم هست،عامل غایی تجزیه موجودات زنده که وجود خود رابه پایان رسانده اند .دستگاه مولکولی سهمگینی که کوچکترین گل داوودی یا حقیرترین مورچه رامی سازد در خاک متلاشی می شود.سلولها به مولکولهای پیچیده ای تجزیه می شوند که خود به مولکولهای ساده تر شکسته می شوند وماجرا به همین صورت ادامه می یابد.این فرایند تجزیه ،ناقص بر جای می ماند .هر مزرعه حاصلخیزی حاوی مقادیر فراوانی ماده ارگانیک است.هر گیاه تجزیه شونده ای خاک را غنی تر وحاصلخیزتر می کند تا بهتر بتواند جوانه های تازه را تغذیه کند .ولادت ،حیات و مرگ،عناصر چرخه ای را تشکیل می دهند که در خود بسته نمی شود.هر چرخه ای کمک تازه ای است که بر چرخه های بعدی تاثیر می گذارد.
تکامل ((مارپیچی ))همین است.به این تعبیر ،زمین ماده اولیه ای است که حیات گیاهی و حیوانی از آن ریشه می گیرد و تمامی زندگی به آن باز می گردد تا بار دیگر زاده شود .این چرخ زندگی است .اتم ها ومولکولهایی که بدن ما را تشکیل می دهند تاریخی دراز دارند.در گذشته بارها ،زندگی آنها رااز زمین مادربه عاریت گرفته است .آنها برگهای درختان وپرهای پرندگان بوده اند .ظرف مدت چند دهه مادیگر حضور نخواهیم داشت ،اما اتم های ما همیشه وجود دارند ودر جایی دیگر پیچیده شدن جهان را دنبال می کنند.اختر شناسی به ما می گوید که در آسمانها رویدادهایی بسیار شبیه به این اتفاق می افتد .
من وقتی چشمانم را به منظومه جوزا می دوزم ،قبرستان تپه برفی رابه یاد می آورم .در زمستان ،کمی پس از غروب آفتاب ،جوزا با جلال و جبروت تمام ظاهر می شود :هفت ستاره درخشان که قدیمی ها آنرا با جوزای شکارچی تداعی می کردند که به دست آرتمیس کشته شد.شانه چپ اوباید الجوزا الیسری و شانه راست بایدالجوزاالیمینی،یک پای او با رجل الیسری وپای دیگرش با سیفالجوزا مشخص می شود ودر مرکز آن سه ستاره وجود داردکه کمربند جوزا راتشکیل می دهند ( وگاهی اوقات سه مرد عاقل نامیده میشوند).
رادیو تلسکوپ ها وجود دوابرستاره ای بزرگ رادراین صورت فلکی نشان داده اند آنها حاوی تمرکز عظیمی از ماده اند وبا ابرهای اتمسفر ما شباهتی ظاهری دارند .ابعاد این توده های سحابی ،ده ها سال نوری محاسبه شده است .آنها رویهم رفته به اندازه یکصد هزار خورشید ماده دارند .خورشید حاوی موادی به اندازه دویست برابر زمین است. این قبیل ابرهای میان ستاره ای در آسمان فراوانند،به خصوص در مجاورت راه شیری که مناطق تاریک گسترده ای ایجاد کرده اند .معروفترین آنها،مدل گونی ذغال ،در نزدیکی نیمکره جنوبی قرار دارد . باچشم غیر مسلح می توان آن را دید ودر واقع شبیه به نگاتیو عکاسی است.از آن جا که کدر است ،راه نور ستارگانی را که پشت آن قرار دارند می بندد،درست همانطور که به هنگام شب ،ابرها می توانند در آتمسفر ما ،این جاووآن جا ،آسمان پر ستاره را پنهان کنند.
این ابرهایا سحابی ها هنگامی نمایان می شوند که یک ستاره داغ یا بیشتردر میان آنها شکل می گیرد. تحت تاثیر پرتو افشانی ستاره ای ،توده های وسیع مواد سحابی شروع به گداختن می کنند. رنگ این ماده سبز مایل به زرد ،باحاشیه قرمز و بنفش است. به عنوان مثال ،سحابی تریفیه شبیه به یک دسته گل شقایق است. سحابی روزت ،بافت ظریف یک گل رز چینی را دارد.
اما به نظر من سحابی جوزا که کمی پایین تر از کمربند جوزا قرار دارداز همه زیباتر است در یک شب بسیار تاریک وصاف می توانآن رابا چشم غیر مسلح دید وبا یک دوربین دو چشم هم روشن تر دیده می شود وقتی کسی از من می پرسد اختر شناسی به چه درد می خورد،پاسخ می دهم،((اگر هیچ فایده دیگری جز نشان دادن این زیبایی نداشت،وجودش به اندازه کافی موجه بود))
قبلا رابطه نزدیک میان اجرام آسمانی(ستارگان وسیارات ومواد میان ستاره ای(گاز وغبار)راتوصیف کرده ام.گفتم که چگونه ستارگان از این مواد به وجود می آیندو چگونه هنگامی که می میرند ،مواد خود رابه آن باز پس می دهند.مشاهدات اختر شناسی ،پرورشگاه بزرگی از ستارگان را در نزدیکی سحابی جوزا نشان می دهد .بسیاری از این ستارگان کم تر از 10 میلیون سال عمر دارند و معاصران نخستین انسان ریخت ها هستند.
جوزا موزه ای از حیات ستاره ای است.به عنوان مثال ،در بخش زیست شناسی یکموزه علوم می توان مجموعه ای ازجنین های خرگوش رادید که یک ساعت،یک روز ،یک هفته والی آخراز عمرشانی می گذرد .به همین ترتیب ،در نزدیکی سحابی جوزانیز پنج گروه از ستارگانی راکه سنین مختلف دارند مشخص کردیم.جوان ترین گروه که هنوز هم در حال ساخته شدن ازماده سحابی است،کم تر از یکصد هزار سال عمر دارد.درآن زمان اجدادمادر حال تبدیل کردن سنگ چخماق ب ابزار بوده اند .این ستارگان جوان حقیقتا جنین های ستاره ای هستند.آنها هنوز آن قدر داغ نیستند که نور مریی از خود ساطع کنند،اما نور فرو سرخ می تابند:ظاهرا در این مرحله از حیات ستاره ای است که ملتزمان سیاره ای شکل می گیرند .مثل بچه ماهیها در یک آکواریم ،ستارگان خیلی نزدیک به یکدیگرمتولد می شوند .
در قلب خوشه فرو سرخ در جوزا،فواصل میان ستارگان چند هفته نوری است ،حال آنکه در سایر همسایگان آسمانی معمولا چند سال نوری بایکدیگر فاصله دارند.بچه ماهی ها پس از بیرون آمدن ازتخم به صورت جمعی زندگی می کنند ؛ سپس اندک اندک خود را از مجموعه جدا می کنند ،فاصله می گیرندونهایتا فرصت هاوگستره خاص خود را در پیش می گیرند .
به همین ترتیب ،ستارگان نیز به آرامی خوشه محل ولادت خود را ترک می گویند تا در پهنه کهکشان راه زندگی خویش رادر پیش گیرند .
کاملا نزدیک به خوشه فرو سرخ ،خوشه ذوزنقه را مشاهده می کنیم.این خوشه نام خود را از چهار ابر غول آبی گرفته است که ستارگانی هستند که سحابی جوزا را روشن می کنند.ستارگان این خوشه که حدود یک میلیون سال قبل با هم متولد شده اند ،امروزه به حدی داغ شده اند که نور مریی ساطع می کنند.در موزه جوزای ما آنها نشان دهنده دومین مرحله توسعه به شمار می روند سه گروه ستاره جوان دیگر نیز در این صورت فلکی وجود دارند که سنین آنها به ترتیب 3،5و8 میلیون سال است . حجم هایی از فضا که به وسیله این گروهها اشغال شده است با بالارفتن سن آنها افزایش می یابد .
آنچه در این جا می بینیم پراکندگی ستارگان در آسمان است ،درست همانطور که گروه ماهی ها درآکواریم،سر انجام آن قدر گسترش می یابند که کل حجم قابل دسترس رابه اشغال خود در می آورند .پراکندگی ستارگان پس از حدود 12 میلیون سال تقریبا کامل می شود
.در پرورشگاه ستارگان جوزا امکان ندارد با خانواده هایی از ستارگان برخورد کنیم که سن وسالشان خیلی بیش از این باشد .باید توجه داشته باشیم که دوازده میلیون سال ،بیش از کل دوران زندگی ستارگان عظیم الجثه است .بنابراین ،بعضی ستارگان پیش از آن که خوشه محل ولادت خود را ترک گویند می میرند .آنها مثل ابر نواختر جولای سال 1054 منفجر می شوند و تکه پاره های خود را به درون فضا می ریزند .
این مواد ستاره ای ، در پهنه ای به وسعت دهها سال نوری ،در شبکه گسترده ای از رشته گازهای آشفته ومتلاطم پخش می شوند .
ما با بیش از یک دوجین ستاره برخورد کرده ایم که روز گار خود رادراین پرورشگاه ستارگان به پایان برده اند .یک هاله نورانی به نام لوپ بارنارد در اطراف جوزاگردش می کند.مرکز آن با جایگاه خوشه های جوان ستارگان ،انطباقی نزدیک دارند .نحوه پیدایش این ها له حاکی از آن است که احتمالا از تکه پاره های انباشته شده بقایای کلیه این ابرنواخترها تشکیل شده است.
من قبرستان تپه برفی را در صورت فلکی جوزا دوباره کشف کردیم ولادت ومرگ در آغوش هم تنیده شده اند .در آسمان مناطقی زیادی وجود دارد که پدیده هایی مشابه تکوین می یابند .من جوزا را به دلیل این انتخاب کردم که یکی از نزدیکترین (1500 سال نوریفاصله دارد)صورتهای فلکی ومشاهده آن آسان است .روزی شخصی به من نوشت ،((چون صحبتهایی را در باره جوزا شنیدم{در تلویزیون فرانسه}،با نگاهی تازه به این صورت فلکی نگاه کردم ،با این تصور که در آنجا در مقابل چشمان من ستارگانی متولد می شوند ))حدود 6/4 میلیارد سال قبل ،خورشید ما در شرایط مشابهی متولد شد .اما همزادهای خورشید امروز کجا هستند ؟آنها سراسر کهکشان پراکنده شده اند .ما هیچ راهی برای مشخص کردن آنها نداریم .
بد نیست که بار دیگر به چرخه های موازی باز گردیم L((زمین –موجودات زنده – زمین ))و((ماده بین ستاره ای –ستاره – ماده بین ستاره ای )).همانطور که پیش تر خاطر نشان کردم،توالی این چرخه ها صرفا نوعی تکرار ساده نیست .ستارگان فعالیت خاص خود را دارند؛آنها اتم های جدید تولید می کنند . این اتم ها فضا را بارور می کنندوبه ماده بین ستاره ای امکان می دهند که ستارگان و سیارات جدیدی تولید کند.پس از در گذشت یک نسل از ستارگان ،کهکشان دیگر همانند قبل نیست.به همین ترتیب ،ماده آلی حاصل از پوسیدن گیاهان نیز برای محصولات جدید مثل نوعی کود عمل کند.
فعالیتهای چرخه ای ،بر زمین ودر آسمان ،به سان عوامل افزایش پیچیدگی عمل می کنند.ما خود را در قلب کیهان شناسی هندو می یابیم ؛جایی که کالی ،الهه مادر را دوباره کشف می کنیم؛کسی که هم نماد زهدان و هم نماد گور تمامی حیات است.ودر اینجا با مفهوم ((زمان دوری))هندو برخورد می کنیم که منشا تکامل مارپیچی است.
********
از مقالات منتخب فرستاده شده توسط دوستان فرهنگی/منبع: کتاب اتم های سکوت شگفتیهای تکامل کیهان /نوشته :Lewis.Ruthمترجمان انگلیسی: روت.آ.لویس وجان ای.لوئیس /ترجمه: عباس مخبر.
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت18:37 توسط بهزاد طهماسب زاده
فشار تبهگنی (دژنره)
در یک ستاره عادی مانند خورشید فشار گرمایی گاز وتابش ستاره موجب پایداری ستاره در مقابل رمبش گرانشی می
شود
|
فشار تبهگنی (دژنره) | |
|
|
Degenerate pressure |
|
در یک ستاره عادی مانند خورشید فشار گرمایی گاز وتابش ستاره موجب پایداری ستاره در مقابل رمبش گرانشی می شود.در سال 1926 ستاره شناس انگلیسی با نام رالف هووارد فاولر نشان داد که چنین مکانیزمی برای توجیه پایداری ستاره های از نوع کوتوله سفید (وستاره های نوترونی )اعتبار ندارد.بجای آن٬ فشار لازم برای مقابله با فشار گرانشی توسط پدیده ای در مکانیک کوانتمی قابل توجیه است.این پدیده کوانتمی تنها یک ماه قبل توسط فیزیکدان ایتالیایی الاصل آمریکا بانام انریکو فرمی ودانشمند انگلیسی پاول دیراک کشف شده بود.مانند بیشتر ستاره ها مواد درون ستاره های کوتوله سفید در نتیجه فشار ودمای زیاد بصورت یونی می باشد که در آن الکترونها از اتم مادر جدا شده اند(بخاطر تصادم بین اتمها) وچیزی که می بینیم دنیایی از الکترون ها وهسته ها می باشدچنین محیط یا گازی توانایی تحمل فشاربیشتر از گازهای معمولی را دارد.آن چیزی که فرمی ودیراک کشف کردند این بود که تا چه اندازه الکترونها می توانند تحت فشار بهم نزدیک شوند.الکترونها تمایلی ندارندکه با الکترون دیگر در یک مکان ویک سرعت مساوی قرار بگیرند هرچه آنها را بیشتر به سمت هم فشار دهیم سریعتر حرکت کرده وفرار می کنند.این حرکات منجر به فشاری می شود که فشار تبهگنی الکترون نامیده می شود.در ستاره های نوترونی که دریایی از نوترون می باشد نیز فشار تبهگنی نوترونها موجب پایداری نسبی آنها می شود.درمواد تبهگن برخلاف گازهای معمولی حرکت ذرات تابعی از دما نیست واز توابع معمول گازها تبعیت نمی کندبنابراین فشار درون موادتبهگن با فشار گرمایی معمولی که تنها به چگالی مواد تشکیل دهنده بستگی دارد متفاوت است وبجای آن به حاصل ضرب چگالی ودمای گاز بستگی دارد. اگر به ماده تبهگن انرژی داده شود با توجه به اینکه سرعت ومدارهایی که قبل از این در دسترس نبوده یا ممنوع بوده اند دردسترس ذرات قرار می گیرند دمای گاز بیشتر می شود.در دماهای به اندازه کافی بالا تمام ذرات از حالت تبهگن خود بیرون می آیند بنابراین مواد تبهگن تنها در دمای کمتر از آنچیزی که دمای فرمی نامیده می شود می توانند وجود داشته باشند. هرچه جرم ستاره ای که با داشتن فشار تبهگنی به حالت پایداری رسیده است بیشتر باشدحرکت الکترونهای درون آن سریع تر است تااینکه برای ستاره های با جرم مانند خورشید سرعت الکترونها به سرعت نور نزدیک می شود.تئوری نسبیت حرکت سریعتر از نور را ممنوع می کند بنابراین تصحیحاتی نسبیتی را باید برای محاسبه فشار تبهگنی درمورد چنین ستارگانی را در نظر گرفت. برگرفته از: http://www.haftaseman.ir
| |
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت17:32 توسط بهزاد طهماسب زاده
*شناسههای سيارههای سامانه خورشیدی
همه شناسهها نسبت به زمين اندازهگيری شدهاند:
|
نام سياره |
قطر |
جرم |
شعاع مداری |
درازی سال |
درازی روز |
|
عطارد |
۰٫۳۸۲ |
۰٫۰۶ |
۰٫۳۸ |
۰٫۲۴۱ |
۵۸٫۶ |
|
زهره |
۰٫۹۴۹ |
۰٫۸۲ |
۰٫۷۲ |
۰٫۶۱۵ |
-۲۴۳ |
|
زمين |
۱٫۰۰ |
۱٫۰۰ |
۱٫۰۰ |
۱٫۰۰ |
۱٫۰۰ |
|
مريخ |
۰٫۵۳ |
۰٫۱۱ |
۱٫۵۲ |
۱٫۸۸ |
۱٫۰۳ |
|
مشتری |
۱۱٫۲ |
۳۱۸ |
۵٫۲۰ |
۱۱٫۸۶ |
۰٫۴۱۴ |
|
زحل |
۹٫۴۱ |
۹۵ |
۹٫۵۴ |
۲۹٫۴۶ |
۰٫۴۲۶ |
|
اورانوس |
۳٫۹۸ |
۱۴٫۶ |
۱۹٫۲۲ |
۸۴٫۰۱ |
۰٫۷۱۸ |
|
نپتون |
۳٫۸۱ |
۱۷٫۲ |
۳۰٫۰۶ |
۱۶۴٫۷۹ |
۰٫۶۷۱ |
در اوت ۲۰۰۶ اتحادیه بینالمللی اخترشناسی در گردهمایی جهانی اخترشناسی تعريف نوينی از سياره داد و در نتيجه پلوتون از فهرست سيارهها خارج شده و تا سال 2008 میلادی در دسته تازه ای به نام سیاره نما ها که در همان نشست درست شده بود قرار داشت و با اين تغيير سامانه خورشیدی (منظومهی شمسی) دارای هشت سياره شد اما در سال 2008 این اتحادیه دسته بندی تازه ای به نام پلوتویید که از نام پلوتون برگرفته شده بود درست کرد که پلوتون وچند جرم دیگر در این دسته قرار گرفتند.اما با این حال هنوز مشکلات زیادی در دسته بندی اجرام سامانه خورشیدی وجود دارند که قرار است در نشست بسیار بزرگی که احتمالا در سال 2009 میلادی درست خواهد شد حل شوند. سیاره زمین ، تنها سیاره قابل سکونت بشری در این منظومه است .
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت15:0 توسط بهزاد طهماسب زاده
تاریخجه ماه
ماه تنها جرم آسماني است كه انسان تا به امروز بدان پا گذاشته است.روشنترين و به ظاهر بزرگترين جرم در آسمان شب است چون نزديكترين آنهاست((ماه))تنها قمر طبيعي سياره ماست .ميانگين فاصله آن با زمين 3 0 44 38 كيلومتر ،و ميانگين فاصله نوري آن با ما 28 /1 ثانيه نوري است يعني فقط 28/1 ثانيه طول مي كشد تا انعكاس نور خورشيد بر آن به ما بر سد .ماه با قطري برابر با 56 34 كيلومتر يعني كمي بيش از يك چهارم قطر زمين هر 3/27 شبانه روز يك بار بر روي مدار ي بيضي شكل به دور سياره ما مي گردد كه به آن «حركت انتقالي ماه » مي گويند .شكلي كه ما از كره ماه مي بينيم هميشه به شكل قرص كامل نيست .بلكه روشني ابتدا از هلال باريكي كه از شرق آن مي تابد شروع شده و به تدريج به سمت غرب آن گسترش مي يابد .تا پس از حدود14 روز به شكل قرص كامل (بدر) در آيد
ماه درياها وكوه ها
ماه تنها جرم آسماني است كه انسان تا به امروز بدان پا گذاشته است.روشن ترين و به ظاهر بزرگترين جرم در آسمان شب است چون نزديكترين آنهاست((ماه))تنها قمر طبيعي سياره ماست .ميانگين فاصله آن با زمين 3 0 44 38 كيلومتر ،و ميانگين فاصله نوري آن با ما 28 /1 ثانيه نوري است يعني فقط 28/1 ثانيه طول مي كشد تا انعكاس نور خورشيد بر آن به ما بر سد .ماه با قطري برابر با 56 34 كيلومتر يعني كمي بيش از يك چهارم قطر زمين هر 3/27 شبانه روز يك بار بر روي مدار ي بيضي شكل به دور سياره ما مي گردد كه به آن «حركت انتقالي ماه » مي گويند .شكلي كه ما از كره ماه مي بينيم هميشه به شكل قرص كامل نيست .بلكه روشني ابتدا از هلال باريكي كه از شرق آن مي تابد شروع شده و به تدريج به سمت غرب آن گسترش مي يابد .تا پس از حدود14 روز به شكل قرص كامل (بدر) در آيد . پس از آن به تدريج بخش هاي شرقي ،به تاريكي گراييده ود ر مدت 14 شبانه روز آينده قرص ماه در تاريكي كامل فرو مي رود تا دوره اي ديگر آغاز گردد . اين زمان را يك ماه قمري مي گويند .هلال اول ماه به هنگام غروب در غرب آسمان ديده مي شود كه در حال غروب كردن است و شبهاي بعد كه كامل تر مي شود ديرتر هم فرو مي نشيند ماه در طول حركت انتقاليش زماني كه درست در بين زمين و خورشيد قرار گرفته است ديده نمي شود و اول ماه واقعي همين هنگام است . زماني كه زمين بين ماه و خورشيد قرار گرفته است هنگام قرص ماه كامل است و در اين موقع است كه اگر خورشيد زمين و ماه به تر تيب در يك خط قرار گرفته باشند ممكن است سايه زمين به طور كامل ماه را بپو شاند و ماه گرفتگي (خسوف)روي دهد از اين روست كه ماه گرفتگي ها در شب چهاردهم ماه معمولا اتفاق مي افتد البته چون مدار گردش ماه به دور زمين با محور زمين زاويه 5 درجه اي مي سازد ؛ اغلب ماه از بالا يا پايين مخروطي كه سايه زمين مي سازد عبور كرده و بنا بر اين هميشه در شب هاي چهاردهم ماه گرفتگي اتفاق نمي افتد .
به هنگام ماه گرفتگي معمولا ماه به طور كامل نا پديد نمي شود چون تابش نور خورشيد بر روي زمين و انعكاس آن را بر روي سطح ماه دوباره به طرف زمين برگشته و قرص كمرنگي از ماه را نمايان مي سازد .زمان گردش وضعي ماه (حركت به دور محور خود )با زمان گردش انتقالي آن تقريبا برابر است يعني ماه هر 3/27 روز (به وقت زمين) يك بار نيز به دور خود مي چرخد . از اين رو هميشه يكي از نيمكره هاي ماه به به سمت زمين قرار دارد كه آن را «سمت نزديك»و يا «پيش ماه »مي توان ناميد.نيم كره ديگر را «سمت دور »و پشت ماه مي گويند . بر خلاف تصور پشت ماه تاريك نيست زيرا تمام سطح ماه به نوبت داراي 14 شبانه روز روشنايي و 14 شبانه روز تاريكي مي شود مرز بين قسمت روشن شده و بخش تاريك شده ماه را «قاسم روشنايي و تاريكي »مي نامند و اغلب سايه هاي سطح ماه در اين قسمت بلند تر هستند دماي سطح ماه در نقاطي كه خورشيد مي تابد تا 134 +درجه سلسيوس بالا رفته و در نقاطي كه شب هستند تا 170 _درجه سلسيوس پايين مي آيد و اين به علت نبودن ذره هاي تشكيل دهنده هوا و از جمله بخار آب است كه در جايي كه باشند (مثل زمين)گرما را به خود نگه داشته و از تعيير سريع آن جلوگيري مي كنند .همان گونه كه در مواقع شرجي اختلاف دماي شب و روزيك محل كم ودر نواحي كويري بسيار زياد است علت نبودن هوا در ماه نيروي جاذبه ضعيف اين كره است كه اتم ها و مولكولهاي تشكيل دهنده هوا را به خود نگه نمي دارند لازم به ذكر است كه به علت نبودن هوا نقاط روشن روي سطح ماه بسيار مشخص مشاهده مي شوند . نيروي جاذبه ضعيف هم داراي تاثيرهاي زيادي بر روي زمين است كه از جمله مي توان جذر و مد اقيانوسها و درياها را نام بر د.
در تاريخ 12 ديماه 37 13 (/ 1/59 19 )«اتحاد جماهير شوروي»براي اولين بار در تاريخ بشر سفينه «لونا 1»را به طرف ماه فرستاد كه 2 روز بعد از فاصله 20 59 كيلومتري آن گذشت و از جمله اطلاعاتي كه به زمين مخابره كرد اين بود كه كره ماه فاقد ميدان مغناطيسي است و از اين رو بر خلاف كره زمين قطب نما در آن كار نمي كند . چون مدار گردش ماه به دور زمين بيضي شكل است فاصله اش با ما تغيير مي كند وضعيت نزديك بودنش را «حضيض»مي نامند كه در حالت فاصله اش با ما 00 44 35 كيلومتر است و وضعيت دور بودن آن را «اوج» مي گويند كه فاصله آن با ما به 20 43 40 كيلومتر مي رسد . به علت اين كم وزياد شدن فاصله قطر ظاهري ماه تغيير مي نمايد به طوري كه در هنگام «حضيض »31 و 33(33دقيقه و 31 ثانيه ) ودر موقع «اوج»كمتر و 22و 29 مي گردد و دليل اين كه برخي از «خورشيد گرفتگي ها»(كسوف)كامل و برخي ديگر ناقص(حلقوي) هستند همين است چون به هنگام «اوج»ماه روي تمام سطح خورشيد را نپوشانده و حلقه اي از خورشيد در اطراف قرص ماه مشاهده مي شود در وضعيت «حضيض»ماه بيشتر تحت تاثير نيروي جاذبه زمين قرار گرفته و بنا بر اين تند تر حركت مي كند (جرم زمين81 برابرجرم ماه است)از اين روي در حالي كه سرعت حركت وضعي ماه ثابت است سرعت حركت انتقاليش متغير بوده ودر نتيجه حالتي را به وجود مي آورند كه به آن«حركت گهواره اي ماه» يا «نوسان طول جغرافيايي» مي گويند . اين حركت ما را قادر مي سازد تا بتوانيم از روي زمين حدود 59 درصد سطح ماه را مشا هده كنيم ولي چون گاه بخشي از شرق ماه و گاه بخشي از غرب ماه به نوبت به قرص كامل ماه اضافه و يا كم مي شود اين امكان را به وجود مي آورد به عنوان مثال حتي با چشم تنها نيز مي توان «درياي بحران ها»را كه در شمال شرقي «پيش ماه»واقع شده است ديد.البته نقشه برداري اين نواحي از روي زمين به علت كوتاه بودن زمان ديدشان به هنگام حركت گهواره اي مشكل است.
سمت حركت ماه به دور خود ونيز به دور زمين از غرب به شرق است همان گونه كه حركت زمين به دور خود و نيز به دور خورشيد به همين گونه است . حركت ساير سياره هاي دستگاه خورشيدي (به جز ناهيد و پلوتو كه حركت وضعي شان برخلاف ساير سياره هاست )نيز چنين است .
ماه كره اي است كوهستاني و داراي پستي و بلنديهاي فراوان كه بخش هاي گوناگون آن را به اقيانوس، دريا ،كوه، فلات،و ...نام گذاري كرده اندبه هنگام«بدر»بخش هاي تيره ماه را كه درياناميده مي شوند با چشم تنها مي توان ديد. گوديهاي كف درياها را دره مي نامند و به نظر مي رسد حدود چهار ميليارد سال پيش فعاليتهاي آتش فشاني شديدي در ماه وجود داشته و مواد مذاب،كف درياها و دره ها را پر مي نموده است، از اين رو اين بخش هاي تيره را دريا نام گذارده اند كه پيشينيان مي پنداشته اند كه اين نواحي درياهاي واقعي هستند و بخش هاي روشن خشكيها را تشكيل مي داده اند .
اما با اطلاعاتي كه ما امروز داريم ،مي دانيم كه تمام سطح ماه را صخره ها، خرده سنگها و خاكي گرد مانند،پوشانده است .گر چه به نظر مي رسد انباشت عظيمي از يخ در قطبهاي جنوب ماه وجود داشته باشد.«هه وليوس»يكي از اولين كساني است كه پس از كشف تلسكوپ عدسي دار به وسيله «گاليله»ايتاليايي943-1021 خورشيدي موفق شد، نقشه اي پذيرفتني از سطح ماه تهيه كند .پيش از او دانشمنداني ايراني از جمله:(محمدابن موسي خوارزمي)فوت 228 خورشيدي كه در مدرسه «گندي شاپور»تدريس مي كرد،«ابو نصر فارابي»249- 329 خ ،«عبدالرحمان صوفي»282-365خ،«كوشيار منجم»«ابن سينا»359-416خ جزو آنها بودند كه براي شناسايي اختران و نيز ماه كوششهاي ارزنده اي كردند .سر انجام با بهره گيري از تحقيقهاي آنها در رصد خانه اي كه بسيار مجهز تر از رصد خانه مراغه بوده و به دستور«الغ بيگ تيمور»در سمر قند بنا شده بود، نقشه جالب و تقريبا كاملي از ماه ترسيم شد .
برجسته ترين ستاره شناس اين رصد خانه غياث الدين«752- 794خ» استكه علاوه بر اختر شناسي،رياضي داني بلند پايه بوده كه اختراع كسرهاي اعشاري و محاسبه عدد«پي»«نسبت محيط دايره به قطر آن »مربوط به او مي باشد.
در همين رصد خانه جدول معروفي كه مشخصات سياره ها و ستاره ها به دقت در آن ذكر شده بود،تدوين شد.
در تاريخ 12/7/1338 «4 اكتبر 1959»سفينه بدون سرنشين«لونيك3 »از اتحاد شوروي ،توانست اطلاعات گرانبهايي از پشت ماهبا عكسهاي جالبي كه فرستاد به دست دهد عكس هاينشان مي دهند كه پشت ماه نيز كوهستاني بوده و همراه با درههاي فراواني هستند اما درياهاي وسيع در آن سمت كمتر ديده مي شوند.
البته اين اطلاعات بعدا توسط سفينه هاي تحقيقاتي ديگر تكميل گرديد.
مهمترين درياهاي ماه عبارتند از :
الف :درياي آبنوش
ب: درياي آرامش
پ:درياي ابرها
ت:درياي اسميت
ث:درياهاي اشتياق،بارخيزي،بحرانها
ج:درياي بخارها
چ:اقيانوس توفانها
ح:درياي جنوبي
خ: درياي حاشيه اي
د:مرداب خواب
ذ: درياچه خيال پردازان
ر:درياي رگبارها
ز:خليج رنگين كمان
ژ:خليج ژاله
س:درياي سرد
ش: درياي شرقي
ص: درياي صفا
ذ:خليج گرماها
ط:خليج مركزي
ظ:درياي همبولت
فهرست كوههاي ماه
الف:كوه هاي آپنين
ب:كوه هاي آلپ
پ:كوههاي آلتاي
ت: رشته كوههاي راست
ث: كوههاي اسپيتز برگن
ج:كوههاي روك
چ: كوههاي ريفي ينز
ح:كوههاي ژوراس«ژولا»
خ:كوههاي قفقاز
د:كوههاي كارپات
ذ:كوههاي تارس
ر:كوههاي هاربينگر
ز:كوههاي هيموس
http://cosmoshunter.blogfa.com/
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت18:13 توسط بهزاد طهماسب زاده
سن پیرترین اتم ها
چگونه می توانیم سن اتم ها را اندازه گیری کنیم؟

سن پیرترین اتم ها
چگونه می توانیم سن اتم ها را اندازه گیری کنیم؟
به ساده گی ازاین واقعیت بهره می گیریم که بعضی اتم ها پایدار نیستند. آنهامدتی عمر می کنند،وسپس به انواع دیگری از اتم هاتبدیل می شوند.شناخته شده ترین نمونه این اتم ها کربن 14 است که نیمه عمر آن حدود6000 سال است.مفهوم((نیمه عمر)) به توضیحات روشنگری نیاز دارد.برای این منظورفرض کنیدکه 1000 اتم کربن14رادردیگی بریزیم واز نوادگان خود بخواهیم که هرازگاهی آنها را بشمارند وبه جزء اتم کربن14 هر اتم دیگری را که دیدنددور بریزند).پس از گذشت 6000سال فقط500 اتم کربن14 در دیگ باقی خواهد ماند.
پس از 12000 سال تعداد آنها 250 عدد،وپس از 18000 سال فقط 125 عددخواهد بود،وماجرا به همین روال ادامه خواهد یافت.بنابراین نیمه عمر،زمان لازم برای کاهش تعداد اتم ها به میزان یک دوم است.باستان شناسان برای تعیین عمر مومیایی های پیدا شده در مقبره های اهرام مصراز این خاصیت کربن 14 استفاده کرده اند.
امروزه ما بیش از یک هزار نوع اتم ناپایدارمی شناسیم.نیمه عمر بعضی از آنهادر حد هزارم های ثانیه،و بعضی دیگر میلیاردها سال است.آنچه اکنون مورد توجه ما است اتم هایی است که بیشترین طول عمر را دارند،زیرا با استفاده از آنها می توانیم نه فقط سن مومیایی ها بلکه سن خود کاینات را تعیین کنیم.همه در باره اورانیوم چیزهایی شنیده اند.این اتم هادر راکتورهای هسته ای به گونه ای حیرت انگیزتجزیه می شوند،وطی فرایندی که ((شکافت ))نامیده می شودبه ذراتی تبدیل می شود. شکافت باعث آزاد شدن مقدار زیادی انرژی می شود.اورانیوم به شکل میله هایی درآب شناور است.انرژی آزاد شده باعث جوشیدن آب می شود،وبخاری که به این ترتیب تولید می شودبرای به حرکت در آوردنتوربین ها وتولید برق مورد استفاده قرار می گیرد.اگر همین فراینددر قالب بمب انجام بگیردمی تواند شهری را ویران سازد.آنچه در اینجامورد توجه ما استدو ایزوتوپ اورانیوم است:اورانیوم-235 ،با نیمه عمر یک میلیاردسال،و اورانیوم-238 ،با نیمه عمر 5/6 میلیارد سال.امروزه در کره زمین مقداراورانیوم-238،137برابراورانیوم-235است.چون اورانیوم-235بسیارسریعتر از اورانیوم-238از بین می رود،این نسبتدر طولزمان تغییر می کند.هنگامی که دایناسورها روی زمین پرسه می زدند،این نسبت 110 بود،در حالی که
هنگام تولد سیاره زمین 3بود.هسته اورانیوم،مانند سایرهسته های سنگین،فقط در مرکز ستارگان شکل می گیرد.به موازات تکامل کهکشان طی میلیارد ها سال ،هسته های اورانیوم فراوانی شکل گرفته وبسیاری از آنها تجزیه شده اند.بنابراین،فراوانی نسبی این دوایزوتوپ،نوعی ساعت شنی جهانی استکه گذر زمان را ثبت می کند.هسته های متعدد دیگری نیز وجود دارند که عمری طولانی دارند؛ توریوم-232(20میلیاردسال)،رنیوم-187(50میلیاردسال)،ساماریوم-132(60میلیاردسال). با اندازه گیری فراوانی این هسته هابه شیوه ای منسجم می توانیمتقویم نسبتاخوبی از رویدادهای گذشته تنظیم کنیم.این امر به ما امکان می دهدکه با استفاده از نمونه های صخره ای ،سن زمین،ماه شهاب سنگها را تعیین کنیم.در کلیه این موارد،با دقت حدود 2درصد،به 6/4میلیارد سال رسیده ایم.این سنی است که،باقدری تعمیم،برای کل منظومه شمسی در نظر می گیریم.همچنین می توانیم سن کهن سال ترین اتم های رادیو اکتیو را تخمین بزنیم.هنگامی که منظومه شمسیمتولد شد،این اتم ها بین 5تا12 میلیارد سال داشتندودر حال حاضرسن شان بین10 تا 17 میلیارد سال است.به این ترتیب،با استفاده از سه روش جداگانه نتایجی به دست آمدکه به خوبی با هم سازگارند.این ساعت ها کاملا متفاوت ومستقل از یکدیگراند.
البته همخوانی این روشهادقیقا((ثابت))نمی کندکه کایناتدر زمان معینی متولد شده است.در واقع،عده ای این موضوع را صرفا یک تصادف تلقی می کنند،نه بیشتر .عده ای دیگر تبیین های پیچیده تریارایه داده اند.اما مابه پیروی از دیدگاه ساده ای که برگزیده ایم،نمی توانیم این وفاق را عاملی در جهت تحکیم مبانی انفجار بزرگ تلقی نکنیم.
نویسنده : قربانی/منبع: کتاب اتم های سکوت
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت18:8 توسط بهزاد طهماسب زاده
تقویم هاي نجومي دريايي دراستفاده ستاره شناسي دريايي
برای محاسبه فواصل زمانی زیاد،چندین سیستم در طول زمان تکامل یافته اند که بر اساس دوره های تناوب گردش خورشید و ماه عمل می کنند.این سیستم های محاسبه تعداد روزهای متوسط زیاد برای امور روزانه بشر به تقویم موسومند.
سیستم محاسبه روزها که به طور عموم مورد قبول واقع شد شامل واحدهایی از جمله هفته سال و ماه است.ماه مبتنی است بر دوره تناوب مداری ماه به دور زمین ماه قمری برابر با 53/29 روز متوسط است .
سال مبتنی است بر دوره تناوب مداری زمین به دور خورشیدسال برجی برابر 22 24 /365 روز متوسط است.هفته یک واحد قرار دادی است.
همانطور که دیده می شوددوره های مذکور ماه قمری وسال برجی دارای عددی کسری از روزهای متوسط هستند در حالی که واحد های تقویم همیشه دوره های تناوبی دارند که از عدد صحیحی از روزها تشکیل شده است .
در همبستگی این دوره های تناوب ساختگی با دوره تناوب طبیعی سه سیستم اساسی محاسبه پدید آمده است.
تقویم های قمری قمری شمسی شمسی که مبتنی بر حرکات ماه ماه و خورشید و خورشید تنها هستند ما تنها تقویمهای شمسی را بر رسی خواهیم کرد که امروزه اکثر کشورهای جهان از آن استفاده می کنند.
تاریخ تقویم شمسی به گذشته های دور باز می گردددر مصر باستانسال در ابتدا 360 روز و سپس 365 روز بود.به علت تفاوت قابل توجه این سال و سال برجی سال جدید به عقبب برده می شداین سال در بین فصول جابه جا می شدالبته یک چنین سال سرگردان در تقویم چیز مناسبی بود .تقویمی که در رم قدیم استفاده می شد تقویمی پیچیده و غیر دقیق از نوع تقویم شمسی قمری بود که پیوسته توسط کاهنان دست کاری می شد .در سال 46 قبل از میلاد به دستور ژولیوس سزار و با یک کمک ستاره شناس مصری سوسیژن یک تقویم شمسی جایگزین این تقویم شد.تقویم جدید که به تقویم ژولینی مرسوم گشت اولین تقریب کسری ذکر شده را مورد استفاده قرار داد یعنی سه سال را 365 روزه و چهارمین سال را سال کبیسه با 366 روز در نظر گرفتند همانطور که قبلا بیان شد اصلاح تقویم نسبت به مورد استاندارد عبارتست از 12 03 /0+روز در هر چهار سال یک روز در هر 128 سال یا 12/3 روز در هر 400 سال در طی این فواصل زمانی تقویم از سال برجی عقب خواهد افتاد .
تقویم ژولینی به تدریج از طرف همه کشورها مورد قبول واقع شد ودر سال 325 بعد از میلاد به وسیله کلیسای ارتدوکس به رسمیت شناخته شد
امروزه در بعضی کشورها تقویم ژولینی هنوز به کار می رود که به آن نوع کهنه اطلاق می شود در عین حال خطلی یک روز در هر 128 سال تا سال 82 15 م بالغ بر 10 روز شد و اعتدال بهاری در این نوع تقویم به 20 اسفند ماه منتقل شد به این تنر تیب در روزهای مقدس مذهبی به خصوص عید پاک اختلالاتی پیش آمد به همین علت پاپ گریگوری سیزدهم از طرح یک طلبه ایتالیایی علوم دین به نام لیلیو استفاده کرد. و یک تقویم جدید و اصلاح شده به نام تقویم گریگوری یا نوع جدید ابداع کرد علاوه بر تصحیح خطای 10 روزه که تا آن وقت بر روی هم جمع شده بود این تقویم محاسبه سالهای کبیسه را با روشی انجام داد که نسبت به سومین روش ذکر شده در بالا دقت کمتری داشت و لیکن عملی تر بود .
در اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی نو ع جدید فقط پس از انقلاب اکتبر 18 19 عملی شد بنا به رای شورای کمیسرهای خلقی جمهوری سوسیالیستی فدرال جماهیر شوروی نوع جدید معرفی شد و اول فوریه را به 14 فوریه مبدل ساخت زیرا در آن زمان تفاوت بین کهنه و جدید به 13 روز رسیده بود.
تقویمی که امروزه در اکثر کشورها به کار می رود تقویم گریگوری است نوع جدید است و به صورت زیر تهیه شده است.
الف سالها بر حسب سالهای عرفی یا تقویمی محاسبه می شوند که پیوسته د شامل عدد صحیحی از روز با تعداد روزهای متغیر است یعنی سالهای معمولی که 365 روز دارند و سالهای کبیسه که دارای 366 روز هستند.
سالها کبیسه سالها یی هستند که ارقام آنها بر عدد 4 قابل قسمت است و بقیه سالها معمولی می باشند . سالهایی که مضرب 100 هستند و دو رقم یکها و دههای آنها بر 4 قابل تقسیم نمی باشند استثا یند و جزو سالهای معمولی محسوب می شوند برای مثال سالهای 1600،1956،1960 و 2000 سالهای کبیسه و 1700،1800،1900و غیره جزو سالهای معمولی هستند. به همین دلیل میزان خطای موجود در تقویم کهنه به 13 روز رسیدعلاوه بر 10 روزی که تا سال 1700م بر روی هم جمع شده بود در تقویم گریگوری میزان این خطا 1 روز در 3300 سال می باشد که هیچ اهمیت عملی ندارد.عیب لا علاج تقویم جدید توزیع دلخواه روزها در در هر ماه ماههای 28 و 29و 30 و31 روزه که از روزگار روم باستان به ما ارث رسیده و نیز عدد کسری هفته ها در سال است .سازمان ملل متحد طرحهای زیادی ارایه کرده بود که یکی از آنها پیشنهاد زیر بودیک تقویم 12 ماهه که در آن سال به چهار ربع تقسیم می شود وهر ربع 91 روز داشته باشند هر یک از ربعها به سه ماه تقسیم شود و ماههای اول هر ربع دارای 31 روز و ماههای دیگر 30 روز باشند هر سالو هر ربع در روز مشابهی یعنی یکشنبه آغاز شوند تعداد روز های چهار ربع مذکور دقیقا 364 می شود و یک روز باقیمانده پس از روز 30 دسامبر قرار می گیرد تا نماینده تعطیلات سال جدید بین المللی باشند در سالهای کبیسه که طبق قانون مرسوم تعیین می شود یک روز هم به انتهای 30 ژوین اضافه می گردد.
تاریخ آغاز محاسبه سالهای عرفی مبدا نامیده می شودر عهد باستان سالها را بر اساس سلسله های حکمروایان سال حکمروایی یک حاکم آغاز پیدایش دنیا اولین بازیهای المپیک و غیره محاسبه می کردند یکی از کهن ترین مبدا ها مبدا نبونصر است که در سال 747 قبل از از میلاد مسیح آغاز شده شده بود در سال 284 از مبدا دیوکلسین سال 532 بعد از میلاد مسیح علمای ز مسیحی بر آن شدند سال را از تاریخ حکمروایی دیو کلسین عذاب دهنده مسیحیان محاسبه نکنند بلکه آ« را از زمان افسا نه ای تولد حضرت مسیح به حساب آورند واقعه ای که تصور می کردند 532 سال قبل از آن زمان زمان رخ داده است رقم 532 ظاهرا بر اساس ایام عید پاک که در آن روزها 532 بار تکرار شده بود انتخاب شده است این مبدا به نام مبدا جدید بعد از میلاد مسیح مشهور شد و به تدریج در اکثر کشورها متداول گشت در روسیه تا قبل از سال 1700 سال را از مبدا اسطوره ای پیدایش جهان به حساب می آوردند در مبدا جدید مبدا مسیحی سالهای آتی را سالهای زبعد از میلاد مسیح و سالهای پیش از آن را سالهای قبل از میلاد مسیح می نامند در ستاره شناسی و علم شمارش تاریخ فواصل زمانی زیاد بر حسب روزهای ژولینی یا به اصطلاح دوره تناوب ژولینی محاسبه می شوند به این معنا که روزها بر اساس یک شمارش پیوسته و کسرهایی از یک تاریخ معین دلخواه یعنی از اول ژانویه سال 13 47 قبل از میلاد شمرده می شوند روز ژولینی در ساعت 12 زمان گرینویچ آغاز می شوند و هیچ تاریخی به دنبال خود ندارند اعداد متوالی آن در جدول نجومی ارایه شده اند برای مثال ظهر روز 10 نوامبر سال 1958 روز 5/10 نوامبر مطابق است با 0/18 65 243 روز ژولینی.
مسایل علمی ستاره شناسی به یک سری دقتهای مختصاتی گوناگون نیاز دارد که این دقتها تقویمهای ویژه ای را ایجاب می کنندآنچه در زیر می آید تقویم هایی هستند که در اتحاد جماهیر شوروی منتشر می شوند.
1-تقویم نجومی اتحاد جماهیر شوروی که برای رصد خانه ها و مطالعات نجومی ژیودزی واقع در زمین طراحی شده است.
2-تقویم نجومی دریایی که برای دریانوردی بر روی اقیانوسها تهیه شده است.
3-تقویم نجومی هوایی که برای موارد هوانوردی طراحی شده است .این تقویمها در انسیتوی ستاره شناسی نظری آکادمی علوم اتحاد جماهیر شورویدر شهر لنینگراد به ازای چند سال آینده محاسبه و گرد آوری شده اند البته برای ستاره شناسان غیر حرفه ای نیز سالنمای نجومی در اتحاد جماهیر شوروی منتشر می شود .مهمترین تقویمهای دریایی منتشر شده در سایر کشورهاعبارتند از
1-تقویم نجومی امریکا و تقویم مختصر دریایی که به طور مشترک توسط ایالات متحده امریکا و بریتانیای کبیر منتشر می شود .
2-سالنمای دریایی که در آلمان منتشر می شود.
3-جداول نجومی دریایی که در کشور فرانسه منتشر می شود
علاوه بر تقویمهای رسمی تعدادی نشریات توسط شرکتهای خصوصی در دسترس مردم قرار می گیرد که یکی از مشهورترین آنه تقویم نجومی براونز و دیگری تقویم نجومی ریدرز است که مو ضوعات مرجع زیادی به همراه اطلاعات نجومی در آنها درج شده است .
جهت پي بردن به محاسبات اين نوع تقويم ها به كتاب زير مراجعه نماييد.
ستاره شناسي دريايي /كراساونسف- خليوستين/ترجمه: اميرحاجي خدادي
http://cosmoshunter.blogfa.com/
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت15:17 توسط بهزاد طهماسب زاده







>

