«قوانين »فيزيك و محدوديت ها ي آنها
حتي تبيين ساده ترين رويدادها در بر دارنده كل تاريخ كائنات است.
ماه به دور زمين مي چرخد. زمين و ساير سيارات به دور خورشيد. همه اجرام منظومه شمسي از قانون گرانش عمومي تبعيت مي كنند.
همه چيزها يي كه در اين جا وجود دارند از خود نظم، هماهنگي،ثبات و جاودانگي بروز مي دهند. ظاهرا جايي براي عوامل تاريخي يا تصادفي وجود ندارد.
با اين همه ... به موجب قوانين نيوتن مدار زمين بايد يك بيضي باشد نه چيزي بيش از اين. اين قوانين در باره جهت چرخيدن زمين چيزي نمي گويند.
آنها نمي خواهند كه سطح چرخش در سطح معيني باشد. چه چيز جهت حركت زمين به دور خورشيد را تعيين مي كند؟
چرا مدارهاي سيارات و اقمار آنها ،تقريبا همگي در يك سطح قرار دارند ؟
اين مطالب خارج از حوزه قوانين نيوتن قرار مي گيردند. ما بايد به جاي ديگر نگاه كنيم.
من مثال خاص منظومه شمسي را انتخاب كرده ام تا وضعيتي بسيار كلي را در فيزيك نشان دهم.
در واقع ،قوانين فيزيك فقط بخشي از واقعيت را تبيين مي كنند. آنها به ما مي گويند كه اگر شرايط معيني محقق شود،چگونه رويدادها اتفاق مي افتند.
آنها بر اين شرايط كه فيزيكدانان آنها را شرايط «آغازين»يا «محدود كننده »مي نامندكنترلي ندارد.
به مثال مان در مورد زمين باز مي گرديم . به منظور تبيين تفصيلي حركت آن ،بايد در امتداد زمان به گذشته باز مي گرديم. نخست به ولادت زمين باز مي گرديم.
حركت امروزي آن خاطره اي از پر تابش (مثل پرتاب يك ماهواره )را حفظ مي كند. زمين،مسير و جهت حركت خود را از سحابي گازي شكلي به ارث برده كه در آن متولد شده است.
اين سحابي كه به شكل يك قرص مسطح بوده است ،حول محور خود مي چرخيده و اين چرخش را به كليه اجرام تشكيل دهنده خود از جمله خورشيد،سيارات ،قمرها و سيارك ها منتقل كرده است .
به اين دليل است كه صفحات مدارهاي آنها تقريبا بر هم منطبق است ، چرا كه مدتها قبل در در قرص سحابي شكل گرفتند .
(باز به همين دليل است كه از زمين آنها را در صورت فلكي منطقه بروج مشاهده مي كنيم. خود اين سحابي نيز از يك مجموعه قوانين فيزيكي تبعيت مي كند.
اما در اين جا وضعيت بسيار پيچيده است . ما در باره عواملي كه باعث چرخش و جهت چرخش هاي ابرهاي بين ستاره اي شده اند اطلاعات بسيار اندكي داريم.
البته نوعي چرخش عمومي كهكشان وجود دارد ،اما تلاطم هاي موضعي و ساير عوامل نيز دست اندر كارند ،مثل پيوندهاي مغناطيسي نيرومند ي كه سحابي ها را مثل مرواريدهاي يك گردنبند به هم پيوند مي دهد.
در اصول ،اين عوامل هنگامي شناخته و درك خواهند شد كه بتوانيم تاريخ كليه عناصر كهكشان مان و كليه كنش هاي متقابلي را كه از سر گذرانده اند باز سازي كنيم.
اما در عمل ،اين كار امكان نا پذير تر از كار مامور بيمه انبارهاي غله است.
اگر فرض كنيم كه به رغم همه اين واقعيت ها دست يافته ايم،هنوز كارهاي زيادي بر جاي مي ماند ،زيرا اكنون با مشكل عظيم منشا كهكشانها ،تلاطم ها و ميدانها مغناطيسي آنها مواجهيم.
تنها چيزي كه كيهان شناسان جرات ابراز آن را دارند اين است كه اين پديده ها ظاهرا از درون خصوصيات ماده اي بيرون مي آيند كه در زمان پيدايش كهكشانها وجود داشته اند .
كاريكاتوري از اين وضعيت را مي توان شرح زير بيان كرد :چيزها همان چيزي هستند كه هستند ،چون همان چيزي بوده اند كه بوده اند.
براي تبيين پديده اي تا به اين حد متداول چون چرخش زمين ،ناگزيريم به منشا كاينات باز گرديم ،به گذشته اي كه در آن همه سر نخ هاي مان در «شب زمان»گم شده است (كه البته بيان ضعيفي است ،زيرا آن زمان هاي در شعله هاي گدازان تشعشع اوليه شسته شده اند ).
به اختصار مي توان گفت كه براي درك هر واقعيت يا رويدادي ، دانستن همزمان كليه قوانين فيزيكي مربوط به آن و پيوندهاي يي كه اين قوانين در قالب آنها عمل مي كنندضرورت دارد . اين پيوند ها و قوانين ،در چارچوب زمان و مكان ،قدم به قدم كل كائنات را به وجود مي آورند.
در اين چارچوب است كه تصادف نيز نقش خود را بازي مي كند.
تصادف يك عامل ضروري باروري كيهاني
ديديم كه در سراسر حماسه ما تصادف دست اندركارند .
هسته در دل آتشين ستارگان سر گردان است. يك تصادف اتفاق مي افتد و يك هسته سنگين تر شكل مي گيرد.
در اقيانوس اوليه دو مولكول با هم در تماس قرار مي گيرند . آنها تركيب مي شوند و نظام پيچيده تري را به دنيا مي آورند.
در داخل يك سلول ،يك پرتو كيهاني باعث نوعي چرخش مي شود . يك پروتئين خصوصيات تازه اي كسب مي كند.
يقينا هر يك از اين ذرات از قبل توانايي تركيب شدن يا تغيير يافتن را داشته اند . اما رويداد مساعدي لازم بوده است تا اين امكان به تحقق بپيوندد. سازمان يابي كائنات مستلزم آن است كه ماده خود را در اختيار بازي هاي تصادف قرار دهد.
از مقالات منتخب همکاران
برگرفته از کتاب اتم های سکوت/نوشته: اوبر ریوز/عباس مخبر
نصیریان مدیریت کتابخانه مرکز تحقیقات معلمان زرین شهر
http://cosmoshunter.blogfa.com/
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت18:37 توسط بهزاد طهماسب زاده
ستاره شناسی دریایی
ستاره شناسی دریایی از مباحثی است که هر چند ریشه در گذشته دارد و پیشینیان تلاشهای فراوانی در این زمینه مبذول داشته اند،اما جهش چشمگیری این علم در دوران اخیر با استفاده از دستاوردهای جدید علمی به صورت دانش پیچیده و پیشرفته ای در آمده است.
ستاره شناسی دریایی علمی است که دورشته علم رابه هم پیوند می زند : دریا نوردی وستاره شناسی.
ستاره شناسی دریایی از مباحثی است که هر چند ریشه در گذشته دارد و پیشینیان تلاشهای فراوانی در این زمینه مبذول داشته اند،اما جهش چشمگیری این علم در دوران اخیر با استفاده از دستاوردهای جدید علمی به صورت دانش پیچیده و پیشرفته ای در آمده است.
ستاره شناسی دریایی علمی است که دورشته علم رابه هم پیوند می زند : دریا نوردی وستاره شناسی.
تمام علومی که به دریا نوردی کمک می کند یک هدف اصلی دارند وان تضمین نقل وانتقال باصرفه ،سریع وبدون خطر ازنقطه ای به نقطه دیگر ازطریق دریاست. ازاین بابت است که ستاره شناسی به دریانوردی پیوندخورده است.
همان طور که می دانیم دریانوردی نه تنها به حل مسائل کلی جغرافیایی می پردازد که هنگام سفربر روی دریا به وجود می آیند( شکل وابعاد زمین ،کارتوگرافی وکاربردهای ان وغیره) بلکه بامشاهده اجرام زمینی مانند چراغهای دریایی، علائم ونشانه ها و....تعیین مواضع وتصحیح وسایل وابزارها رامی توان نیز بررسی می کند.
حل این مسائل کاملا مشابه،ازطریق مشاهده اجسام سماوی درستاره شناسی دریایی مورد بحث قرار می گیرد.بنابراین دراین جا اجسام سماوی هدف مشاهده هستند.ازاین رو ستاره شناسی دریایی باعلم ستاره شناسی پیوندی نزدیک دارد.
اکنون به موضوع ستاره شناسی ، تقسیمات فرعی و جایگاهی که ستاره شناسی دریایی در آن دارد ، نظر می افکنیم.
http://cosmoshunter.blogfa.com/
به بیان دقیق تر ، ستاره شناسی علم مطالعه اجسام سماوی است. در خلال یک دوره طولانی ، ستاره شناسی تنها روی حرکات اجسام سماوی بحث می کرد. در صورتیکه امروزه ، ستاره شناسان کلیه فرآیندهای قابل مشاهده مکانیکی ، فیزیکی ، شیمیایی و زیست شناختی را در جهان بررسی می کند؛ بطوریکه باید ستاره شناسی را علم ساختار و تکامل جهان تعریف کرد. این تعدد اجسام قابل مطاله سبب شده است که علم ستاره شناسی به تعدادی رشته های تخصصی تقسیم بندی شود.
ستاره شناسی کروی روش های ساختن سیستم های مختصات اجسام نجومی را روی سطح یک کره ی کمکی ، تغییر این مختصات ناشی از تنوع علت ها و نیز اصول اندازه گیری زمان را بررسی می کند.
ستاره شناسی عملی روش های تعیین مختصات اجسام سماوی را از راه رصد و نیز روش های به دست آوردن مختصات جغرافیایی ناظر ، جهات دقیق بر روی زمین ، زمان صحیح و غیره را توسط رصد های نجومی مطالعه می کند.
ستاره شناسی عملی همچنین وسایل مورداستفاده رصدها وروش های بکاربردن این وسایل رابررسی می کند.
بنابراهداف چنین مشاهداتی وهمچنین بنابرفنون وتسهیلات بکاررفته ،ستاره شناسی عملی به چهار قسمت مستقل تقسیم می شود :
(الف)ستاره شناسی رصد خانه ای(گاهی به آن ستاره شناسی بنیادی اطلاق می شود)که درآن رصدها بااستفاده از تجهیزات رصدکننده بزرگ ساکن به روشهای بسیاردقیق انجام می شود واین درحالی است که نتایج مشاهدات عمده برای اهداف بنیانی علمی به کارگرفته می شوند ودرپاسخگویی کلی مسائل نظری وعملی به عنوان داده های اولیه مورداستفاده قرارمی گیرند.
(ب) ستاره شناسی ژئودزی(یاستاره شناسی ناحیه ای) که درآن مشاهدات با وسایل دقیقی انجام می شود که ازیک نقطه زمین به نقطه ای دیگر منتقل می شوند(تحت شرایط محلی) وکاربردعمده آن درتعیین مختصات یک نقطه وجهات حقیقی به شیوه ای کاملا عملی است.
( ج) ستاره شناسی دریایی ، که درآن این مسائل بسیار مشابه دردریا، باوسایلی نه چندان کامل وبا دقتی کمترحل می شوند.
(د) ستاره شناسی هوانوردی ، که درآن مسائل متشابهی باتوجه به حمل ونقل هوایی حل می شود، دقت این نوع ستاره شناسی شاید کمتر از ستاره شناسی دریایی نباشد.
مکانیک سماوی برای مطالعه حرکات حقیقی اجسام نجومی درفضا وجرم وشکل آنها ازقوانین مکانیک وقانون گرانش عمومی استفاده می کند.این شاخه باستاره شناسی نظری ارتباط نزدیکی دارد.
ستاره شناسی نظری درمطالعه روشهای تعیین حرکات ظاهری ومواضع اجسام سماوی بر روی کره بر مبنای حرکات واقعی آنها درفضا(محاسبه جدولها)وبالعکس،درمطالعه روشهای تعیین حرکات حقیقی اجسام سماوی براساس مواضع ظاهری آنها برروی کره ودرزمانهای معین (محاسبه مدارها) به کارمی رود.
اخترفیزیک فرآیندهای فیزیکی وشیمیایی رابررسی می کند که درروی اجسام سماوی وبه طور کلی درجهان روی می دهند.
ستاره شناسی ستاره ایStellar Astronomy توزیع ستارگان (وماده) درفضا، دسته بندی آنها وغیره را مطالعه می کند. این رشته به مطالعه تمتم فرآیندهایی که در جهان های ستاره ای روی می دهد نیز می پردازد.
ستاره شناسی رادیویی انتشار امواج رادیویی ازاجسام سماوی وتکنیکها وتسهیلات لازم رامطالعه می کند.این رشته بعداز جنگ جهانی دوم به وجود آمد وبه سرعت توسعه یافته است.
اختر زیست شناسی درباره مساله حیات، احتمال وشرایط امکان حیات برروی اجسام سماوی ازجمله سیارات منظومه شمسی بحث می کند.
کیهانزایی مسائل مربوط به پیدایش وتکامل اجسام سماوی و نظام آنها ونیز پیدایش سایر توده ها ی ماده رادرفضا مطرح می کند.
ستاره شناسی عمومی (یاتوصیفی) خلاصه های کوتاهی ازتمام شاخه های ستاره شناسی به دست می دهد که دربرآورد کلی روشها ونتایج ونیز دررسیدن به مقاصد آموزشی بکار می روند.
تمام رشته های ستاره شناسی که دربالا ذکرشد، کاملا به اهداف رصد وتکنیکهای به کاربرده شده مربوطند.
ستاره شناسی دریایی ازروشهای کلی ستاره شناسی عملی وکروی استفاده می کند،امانتایج مشاهدات ومحاسبات آن درموارد دریانوردی بکارگرفته می شود.به این دلیل، نیازهای به وجودآمده دررصدهای ستاره شناسی دریایی وچگونگی رفع آنها نسبت به نیازهایی که به رصدهای زمینی مربوط هستند تفاوت زیادی دارند، یعنی :
(1) مشاهدات باید بسرعت وبادقت کافی از روی عرشه یک کشتی درحال حرکت انجام شود. ؛
(2) محاسبات باید ساده باشند به طوری که تنها یک نفر بتواند آنها را به سرعت ودقت به کار ببرد. این نیازمندیها ،به ابداع وسایل ،و روشها وکتابدستیهای بخصوصی منجر شده اند که به طور قابل توجه با نوع «زمینی» آن متفاوت است. درحل حاضر روشهای ستاره شناسی دریایی چنان ساده شده وبا دریانوردی تطبیق داده شده اند که ستاره شناسی دریایی را گاهی به عنوان قسمتی از دریانوردی درنظر می گیرند(دریانوردی سماوی)- یک نوع کنترل نجومی درتعیین مسیرهای کشتیرانی .البته این نظریه قدری محدود میشود زیرا ستاره شناسی دریایی بعضی نیازهای دیگر دریانوردی رانیز مطرح می کند مانند تعیین نورطبیعی افق به وسیله اجسام سماوی ،تعیین زمان وقت وغیره.بنابراین ستاره شناسی دریایی را می توان کاربرد دانش ستاره شناسی دررفع نیازهای دریانوردی تعریف کرد.
موضوعات اساسی که در علم ستاره شناسی دریایی مطرح می شوند عبارتند از: تعیین مواضع دردریا ازطریق رصد اجسام سماوی وتعیین جهات حقیقی برای به دست آوردن مقادیرتصحیح قطب نما.
محاسبات ستاره شناسی دردریا به طور گسترده درکشتیرانی عادی دردریاهای آزاد وبه خصوص درنواحیی که کمتر باامواج رادیو یی مجهز هستندف بکار میرود. درحال حاضر هنوز هم تصحیحات قطب نمایی در دریاهای آزادرا می توان با روشهای ستاره شناسی دریایی به دست اورد.
مزایا
روشهای ستاره شناسی دریایی دربعضی موارد نسبت به تکنیکهای رادیویی اعتبار کمتری دارند ولی درعین حال ستاره شناسی دریایی مزایایی دارد که ازان جمله است: استقلال کامل ، پنهانی محاسبات ، دقت نسبتا زیاد، وسایل ساده وارزان وعلاوه برمزایای ذکر شده به منابع برق هم نیازی ندارند.
معایب
درعین حال روشهای نجومی نیز چندین نقص مشخص دارند، محدودیت دید، ومحاسباتی که مستلزم صرف وقت زیادی هستند وگاهی این نواقص کارآیی روشها رامحدود می کند. (اما برای بشری که خود می خواهد روشهای تجربی راآزمایش کند رسیدن به نتایج لذت بخش تر از حل کردن مسائل ریاضی است.)
رشته ستاره شناسی دریایی شامل تقسیمات اصلی زیر است.
(1) اصول ستاره شناسی کروی، که مختصات اجسام سماوی وتغییرات آنها و تعیین زمان را مطالعه می کند.
(2) وسایل ستاره شناسی دریایی، که شامل سکستا نت sexstant ،زمان سنج دقیق، نمونه ای از کره سماوی وعمق سنج است.
(3) روشهای اندازه گیری مقادیر تصحیح قطب نمایی .
(4) روشهای تعیین موضع یک کشتی در دریا با مختصات آن.
(5) تقویم های نجومی دریایی، جداول دریایی، جداول ویژه، جداول زاویه سمت اجسام سماوی وغیره
تقویم های قمری ،قمری شمسی،که مبتنی برحرکات ماه، ماه وخورشید وخورشید تنها هستند.
ستاره شناسی دریایی/نوشته: کراساوتسف- خلیوستین/ترجمه: امیرحاجی وردی خان سید احمد سیدی نوقابی /انتشارات :آستان قدس رضوی
http://cosmoshunter.blogfa.com
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت17:56 توسط بهزاد طهماسب زاده
ذرات غبار بين ستاره اي
ذرات صخره اي پو شيده از يخ گواه وجود سياراتند و باعث ولادت آنها مي شوند.
فضا آكنده از ذرات بي شمار ماده سختي است كه «غبار بين ستاره اي »ناميده مي شوند.اين ذرات از نظر اندازه با ذرات دود قابل مقايسه اند ؛قطر آنها كمتر از يك ميكرون ،يعني يك هزارميليمتر است.
اما در مقياس اتمي به كوهها شباهت دارند. هر يك از آنها حاوي تريليون ها اتم است. يكي از مكانهايي كه اين ذرات در آنها تشكيل مي شوند انبوه گازهاي منبسط شده شونده اي است كه به سرعت سرد مي شوند.
در اين فرايند بقاياي ابر نواختر ها دست اندر كارند، اما انفجارهاي كمتر تماشايي نواختر ها نيز محيطي مناسبند. پوشش هاي گازي غول هاي سرخ و ساير سحابي هاي سياره اي نيز امكاناتي ديگرانند.
تا آن جا كه به مقاصد ما مربوط مي شود و مي توانيم بگوييم ، بد نيست ياد آور شويم كه اين گونه غبارها براي اولين بار در ميان طوفانها ي گازي پديد آمدند كه پس از مرگ اولين نسل ستاره ها در فضا به پا شد.
هيدروژن وارد بازي مي شود
پس از گذشت چند ده هزار سال،بقاياي ابر نواختر ها در فضا پراكنده شدند.در اين شرايط،حجمي كه آنها اشغال مي كنندفضايي به قطر چند ده سال نوري است.
سحابي ماكيان مثال خوبي است. تاج گل هاي رنگين كمان آن مثل حلقه هاي دود يك سيگار بالا مي روند.درجه حرارت باقي مانده ها به حد درجه حرارت ابرهاي بين ستاره اي مي رسد كه چند ده درجه بيش از صفر مطلق است.
اما در آن جا همه چيز مرده نيست. فعاليت شيميايي با شدت از سر گرفته مي شود. اين بار هيدروژن است كه ابتكار عمل را به دست مي گيرد.
هيدروژن با اتم هاي سنگين تركيب مي شود و چندين مولكول جديد تشكيل مي دهد كه براي ما آشنا هستند : آب (هيدروژن و اكسيژن )،آمونياك(هيدروژن و نيتروژن)،و متان وساير هيدروكربن ها (هيدروژن و كربن).
بعضي از اين مولكولها حاوي نوعي اتصال همه فن حريف اند كه «پيوند هيدروژن »ناميده مي شوند.
اين خاصيت ويژه هيدروژن است كه به آن اجازه مي دهد اين پيوند ها را ايجاد كند،پيوندهايي كه به مولكول هاي آب مايع امكان مي دهند خود را به يكديگربچسبانندو به نقطه جوش غير معمول و بالايي برسند.
بدون پيوند هيدروژن ،اقيانوسها به سرعت تبخير مي شدند و حيات بر زمين شكل نمي گرفت. اين مولكولها ي حاوي هيدروژن ،در اطراف ذرات غبار ،يك لايه يخي نازك ايجاد مي كنند.
اكنون به پاس كنش پرتو فرا بنفشي كه از ستارگان همسايه مي تابد و پرتوهاي كيهاني كه در سراسرفضا پخش مي شوند ،فصل تازه اي در تاريخ مان آغاز مي شود.
http://cosmoshunter.blogfa.com/
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت17:43 توسط بهزاد طهماسب زاده
انتقال کره زمین به مدارزحل
پیش بینی میلیارها سال آینده ومطالب خواندنی دیگر
احیا ء خورشید درحال مرگ
بهترین استفاده ممکن از سلاح های گرما هسته ای
من به کرات نگران مرگ فرزندانمان می شوم که دراین دوره بحرانی مرگ خورشید خواهند زیست.آیا آنها بناگزیر ازمیان خواهند رفت ؟
من سه راه حل ممکن برای حل این معضل سراغ دارم. نخست،آنها می توانند به سیاراتی دورترازخورشید مهاجرت کنند. در دوقمر مشتری، یعنی گالیمو و کالیستو، منابع عظیمی ازیخ وجود دارد.هنگامی که آنها تحت تاثیر پرتو افشانی خورشید قرمزبزرگ قرار می گیرند، چنانچه به درستی دراختیارگرفته شوند می توانند قابل سکونت باشند.امروزهمی دانیم که چگونه برسیاره ماه فرودآییم وچگونه زیردریا سکونت گاه ایجادکنیم.پس این راه حل ناکجا آبادی نیست ودرآینده ای نه چندان دورمی تواند تحقق پذیرد.نگرانی من این است که این سکونت گاه ها بناگزیر به بر گزیدگانی معدود تعلق بگیرد.وچه کسی این انتخاب را انجام خواهد داد؟
دومین راه حل ،حرکت دادن کل زمین وقرار دادن آن در فاصله ای امن از خورشید تهدید کننده است.به منظورانجام این کار می بایست مجموعه ای از راکت های به درستی هدف گیری شده رابرسطح زمین قرار دهیم ،به گونه ای که گویی می خواهیم یک ماهواره مصنوعی را به فضا پرتاب کنیم.به منظور به دست آوردن انرژی مورد نیاز ،نخست باید سوخت هیدروژن کنترل شده را به دست آوریم .من حساب کرده ام که با ((سوزاندن ))حدود 10 درصد آب اقیانوسها ،می توانیم مدار زمین را به مدار فعلی زحل منتقل سازیم.البته یک مساله وجود دارد وآن این است که سطح اقیانوس ها حدود 200 متر پایین خواهد رفت. اما ما کاری را که باید انجام دهیم انجام می دهیم!این دو امکان یعنی مهاجرت وتغییرمدار زمین یک نقطه ضعف مشترک دارند:هر دو راه حل هایی کوتاه مدت اند.آنها فقط در مرحله ای که خورشید غول سرخ است،یعنی فقط به مدت یک صد میلیون سال ، سودمندند.هنگامی که خورشید به یک سحابی سیاره ای و سپس کوتوله سفید تبدیل می شود ،بار دیگر همین مساله بروز خواهد کرد.خوشبختانه راه حل سومی نیز وجود دارد که بسیار دشوارتر اما پایدارتر است.این راه حل ، احیاء خورشید است به همان مفهومی که از احیاء یک قلب نارسا صحبت می کنیم.
می دانیم که خورشید انرژی خود را از طریق سوزاندن هیدروژن و تبدیل آن به هلیوم تامین می کند.واکنش های هسته ای که این همجوشی را امکان پذیر می سازند ،در مرکز خورشید ،یعنی جایی که بالاترین درجه حرارت وجود دارد اتفاق می افتند.هم اکنون حدود 50 درصد از این هیدروژن مرکزی به هلیوم تبدیل شده است . ظرف 5 میلیارد سال آینده دیگر هیدروژنی در این منطقه داغ باقی نخواهد ماند . سپس خورشید ،محروم از سوخت ، وارد آخرین مراحل موجودیت خود خواهد شد .با این همه هنوز هم توده های وسیعی از هیدروژن سوخته نشده ،بین هسته وسطح خورشید باقی می ماند .این مطلب به یک ((پمپ)) نیاز است تا سوخت رابه جریان بیندازد وکوره مرکزی رااز خاکسترهای ناشی از فرایند همجوشی پاک کند.
به این ترتیب میتوانیم حیات خورشید رااز حدود 10 میلیارد سال به 100میلیارد سال افزایش دهیم !برای انجام این کار باید مواد خورشید را به طور ادواری به هم بزنیم،درست همانطورکه یک فنجان قهوه رابه هم می زنیم تا شکر را بامایع مخلوط کنیم ،یا حتی بهتر از آن ،همانطور که با قرار دادن چوبهای حاشیه آتش در مرکز داغ آن ،آتش را احیاءمی کنیم برای انجام این کار باید یک نقطه داغ بین مرکز و سطح خورشید ،کمی خارج از منطقه همجوشی ،ایجاد کنیم .من می توانم دو امکان رامطرح کنم .راه حل اول،منفجر کردن سوپربمب های هیدروژنی است.بابمب های امروزی نیزدرجه حرارت هایی بسیار بیشتر از حرارتمرکز خورشیدایجاد کرده ایم .مساله ای که وجود دارد رساندن بمب به مقصد مورد نظر است ،بدون آنکه در این مسیر بخار شود .در این مورد هیچ فکری به نظرم نمی رسد.
اما وقت زیادی در اختیار داریم تا در این باره فکر کنیم .دومین راه حل فرستادن یک پرتو لیزری فوق العاده نیرومند ومتمرکز به سطح خورشید است.دراینجا باز هم با این مساله مواجه ایم که چگونه از پراکنده شدن بیش از حد سریع این انرژی جلوگیری کنیم.به نظر می رسد که شماری از ستارگان آسمان سوزاندن هیدروژن خود را بسیار بیش ازآنچه معمولاانتظار میرفته است ادامه داده اند .ما هنوز هم در جستجوی نوعی تبیین ((طبیعی))برای این پدیده هستیم.
وچه می توان گفت اگر این پدیده دقیقا ناشی از مداخله داوطلبانه ساکنان سیاراتی باشد که برای نور و حرارت خود به این ستارگان وابسته اند ؟عموزادگان دور دست ما ،شاید با اطلاع از سرنوشت قریب الوقوع خود،راهی برای به هم زدن ستاره های خود و طولانی تر کردن حیات آن یافته باشند شایداین اعتراض وارد شود که ستارگان مزبور که ((باقیمانده های آبی))نامیده می شوند مدت ها است که دیگر حیات ندارند ومقادیر خطرناکی پرتو فرابنفش ساطع می کنند .درنتیجه ،بعیداست که آنها نگهدارنده نوعی از حیات شبیه به حیات زمینی باشند.اما از هر چه بگذریم ما در باره تکوین حیات اطلاعات بسیار اندکی داریم..تصور خورشیدی در حال مرگ ،خاطر آزتک ها را نیز به خود مشغول می کرد.آنها برای آنکه خورشید را زنده نگاه دارند ،به صورت ادواری ،قربانیان انسانی تقدیم می کردند .در محراب هایی که برفراز هرم های آنها ساخته شده بود ،جوانانی که در عنفوان شباب به سر می بردند سلاخی می شدند .چراما به جای جوانانمان ده ها هزار بمب اتمی را که در زرادخانه های هسته ای خود ذخیره کرده ایم تقدیم نکنیم.
نویسنده: قربانی/ منبع /کتاب :اتم های سکوت
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت17:11 توسط بهزاد طهماسب زاده
فراوانی عناصر درکاینات
تکوین ستاره ای وبین ستاره ای عناصر شیمیایی ظرف مدت 15میلیارد سال انجام گرفت. در این جدول نتایج این تکوین درقالب فراوانی نسبی عناصر نشان داده شده است.این جدول شمار مقادیرمیانگین است که هم برای کاینات به طور کلی هم برای خورشید ما، ستارگنی که دراطراف ماهستند وکهکشانهای خارجی اعتبار دارند. درمیان این اجرام تفاوت هایی وجود دارد، امااین تفاوت ها حزیی است. این جدول درمورد سیارات یاسایر اجرام کوچک معتبر نیست.
مابه گونه ای دلبخواهی فراوانی هیدروپن رابر حسب تریلیون (12^10)( ده به توان دوازده اتم) تنظیم کرده ایم.( داده ها بهوسیله ج.پی.مایر وا.جی .دبلیو.کامرون جمع آوری شده اند). عناصر 43، 62، 89-84، 91، 93، وبالاتر فقط دارای ایزوتوپ های ناپایداری هستند که طول عمر نسبتا کوتاهی دارند. فراوانی آنها درطبعت آن قدر اندک است که قابل انازه گیری نیست.
در ادامه مطلب جدول نمایش داده شده است.( علامت۸ نشانه توان می باشد)
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت16:29 توسط بهزاد طهماسب زاده
ماجراي كائنات تكامل جهان انرژي هسته اي
آينده اين تكامل چه خواهد بود؟كيهان خود را به سمت كدام كمالات جديد هدايت مي كند؟در در ون ما كدام بر نامه هاي تكويني در شرف به بار نشستن اند؟ما بذر چه چيزي هستيم ؟
احتمالا هرگز نخواهيم دانست .ما درزمان شكفتن نخواهيم بود .اما ما داراي ماموريتي هستيم :كمك به اين شكفتن با هر وسيله ممكن ، درست همانطور كه يك زن آبستن بايد از خود مراقبت كند. امروزه اين ماموريت بعد جديدي به خود مي گيرد. نه دايناسورها، نه ميمونها،و نه حتي انسانهايي كه پيش از قرن گذشته مي زيسته اند ،قدرت از ميان بردن خود را نداشتند. اما امروز ما توانايي آن را داريم كه اين كنسرت جاز را قطع كنيم.
ادامه
ماجراي كاينات
«گمان نمي كنم يك شاخه علف ، از سفر ستارگان چيزي كم داشته باشد».
«والت ويتمن»از نظر كساني كه در ستارگان زندگي مي كنند ،دل مشغولي ما انسانها چقدر بايد بيهوده باشد.
اين اظهار نظر را به كرات شنيده ام و هميشه در مقابل آن اعتراض كرده ام.قبل از هر چيز به اين دليل كه ستارگان هر چقدر هم كه بزرگ باشند ،درجه سازماندهي آنها در قياس با كوچكترين بنفشه جنگلي هم نا چيز است .
دستگاه ستاره اي ساده است.
انرژي هاي عظيمي را وارد بازي مي كند،اما استفاده اي كه از آنها مي برد نا پرورده است.
با ذخيره انرژي بسيار كوچكي كه در نظام فوق العاده پيچيده چرخه هاي بيوشيميايي ادغام مي شود ،بنفشه رشد مي كند،به گونه اي دلپذير مي شكفد و تخم هايي به اطراف مي پراكند كه توليد مثل او را تضمين مي كنند .
دليل دوم من آن است كه دل مشغولي انسانها و ستارگان به هيچ وجه مستقل نيست .انسانها بخشي از يك تاريخ طولاني اند كه كل كاينات را از زمان ولادت اش در بر مي گيرد.
نوكلئون هاي ما در آتش بزرگ اوليه متولد شده اند ،آنها در قلبهاي آتشين ستارگان گرد آمدند و هسته را پديد آوردند اين هسته ها لباسهاي الكتروني را بر تن كرده اند تا در فضاي بين ستاره اي ،اتمها و مولكولهاي ساده را تشكيل دهند .
در اقيانوس اوليه و قاره ها ،اين تر كيبها به گونه اي خستگي ناپذير ادامه يافتند.
در هر مرحله ، سطوح تازه اي از پيچيده اي آشكار شد .بيست ميليون سال قبل ميمونها سازمان يافته ترين و كاركردي ترين موجودات روي زمين بودند امروزه مشعل دست به دست شده و به دست ما سپرده شده است.
آينده اين تكامل چه خواهد بود؟كيهان خود را به سمت كدام كمالات جديد هدايت مي كند؟در در ون ما كدام بر نامه هاي تكويني در شرف به بار نشستن اند؟ما بذر چه چيزي هستيم ؟
احتمالا هرگز نخواهيم دانست .ما درزمان شكفتن نخواهيم بود .اما ما داراي ماموريتي هستيم :كمك به اين شكفتن با هر وسيله ممكن ، درست همانطور كه يك زن آبستن بايد از خود مراقبت كند. امروزه اين ماموريت بعد جديدي به خود مي گيرد. نه دايناسورها، نه ميمونها،و نه حتي انسانهايي كه پيش از قرن گذشته مي زيسته اند ،قدرت از ميان بردن خود را نداشتند. اما امروز ما توانايي آن را داريم كه اين كنسرت جاز را قطع كنيم.
خواننده درك مي كند كه «ما» چيزي بيش از صرف شما و من است . در واقع كل «ماجراي كائنات»است كه خود را در ما و از طريق ما مي نوازد. براي جان هاي فرهيخته ، دانش كيهان بسيار بيش از يك كالاي لوكس و شالوده نوعي خود آگاهي كيهاني است.
اين معرفت،مسئوليت هاي سنگيني را كه بر دوش ما قرار گرفته است را روشن مي كند .جدي ترين تهديدي كه وجود دارد ،آشكارا تسليحات هسته اي است زراد خانه هاي ابر قدرتها هم اكنون آنقدر سلاح در اختيار دارند كه مي توانندبيش از چهل هزار بار ما را بكشند . اين واقعيت با اصطلاح معنادار «قدرت بيش از حد كشتن »مشخص مي شود . تا كنون هم خطر يك كشتار جمعي ، بار ها از بيخ گوشمان گذشته است. اين زراد خانه نه تنها كاهش نمي يابد ، بلكه بر قدرت و دقت آن افزوده مي شود.سال به سال ،كشورهاي بيشتري به «باشگاه هسته اي» مي پيوندند.
اين ماجرا چگونه به پايان خواهد رسيد؟نمي توانيم بدترين حالت را نا ديده بگيريم . آيا ممكن است ماجراي كاينات از بنياد بيهوده باشد؟ اين ماجرا را مي توان به شكل زير خلاصه كرد.
زير نفوذ نيروهاي طبيعت ، ذرات به يكديگر مي پيوندند و خود را هماهنگ مي سازند.هنگامي كه شمار عناصر تركيب شونده افزايش مي يابد،ساختارها توانايي خود را براي انجام عمليات پيچيده تر افزايش مي دهند .
ظرفيت بهره گيري از محيط مادي كه در شكل هاي ابتدايي حيات در سطح حيوانات وجود دارد(مثل ميوه جمع كردن به وسيله چوب توسط ميمون ها) در سطح انسانها نيز وجود دارد به طرز شگفت انگيزي توسعه مي يابد و فناوري ناميده ميشود.
به رهبري علم،كه خود تخم ريزي مي كند ،فناوري،منابع هر دم قدرتمندتري از انرژي را در اختيار بشر گذاشته است. اما انسانها به محض آنكه بر اين نيروها مسلط مي شوند آتش، ديناميت و شكافت هسته اي را براي جنگ و ويراني به كار مي گيرند .
نا پايداري فوق العاده اي كه اين وضعيت ايجاد كرده است مي تواند به زودي اين چرخه را به پايان برساند و بار ديگر همه چيز به وضعيت اوليه باز گردد.
اين خط استدلال، تصوير نااميدانه ترسيم مي كند:هزاران و ميليون ها سياره مرده پوشيده از بقاياي مسموم شهروندان غير مسئول شان.آيا به اين دليل است كه مابه ارتباطات بين ستاره اي نرسيده ايم؟آيا اين تقدير گرايي قابل توجيه است؟آيا ديگر دير نشده است؟تنها اميد ما براي بقا بيداري وجدانها در مقياسي جهاني در باره خطير بودن وضعيت كنوني است.
آيا نمي توانيم كاري انجام دهيم؟روشن نيست.دور جهنمي تشديد خشونت هنگامي شكسته خواهد شد كه شماري كافي از مردم ،مخالفت نا مشروط خود راابراز نمايند.ما ديگر نمي توانيم بر طبل جنگ بكوبيم . موسيقي بايد حفظ شود.
ما بايد با همين روحيه و با دقت فراوان ،صنعت گسترش يابنده نيروي هسته اي زير نظر داشته باشد. هنوز مشكلات ايمني ، دست كم در حدي كه بايد،حل نشده اند.اما اين چيزي نيست كه در اين جا مي خواهيم در باره اش صحبت كنم . براي ساختن بمب به پلوتونيم يا اورانيوم غني شده نياز است كه محصولات مستقيم صنايع هسته اي اند .افزايش نيروگاههاي انرژي هسته اي فقط مي تواند تكثير سلاح هاي هسته اي را تشويق كند .هر يك كيلوگرم پلوتونيومي كه توليد مي شود،خطر فقدان ايمني آشكار ما را افزايش مي دهد.بشر به انرژي نياز دارد اما ما بايد به افق هاي دور بنگريم. راه حل هاي انرژي هسته اي كه مخاطره آميز و آلوده كننده اند كافي نيستند. انرژي خورشيدي به تنهايي مي تواند نيازهاي ساكنين زمين را براي پنج ميليارد سال آينده بر طرف كند.
هر اتم سكوت فرصتي براي يك ميوه رسيده است!حماسه سازماندهي كاينات در زمان ساختار بندي مي شود .هر چيزي در هر ثانيه يك ذره رسيده تر مي شود.طبيعت در خفا كار خود را انجام مي دهد و در زماني كه خود مناسب تشخيص مي دهد شكوفا مي شود.
ازمقالات فرستاده شده همكاران ازمركز تحقيقات معلمان زرين شهرhttp://cosmoshunter.blogfa.com
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت15:41 توسط بهزاد طهماسب زاده
من سعي كرده ام نشان دهم كه چرا به آساني نمي توانيم فكر گسترش كائنات را كنار بگذاريم .در اينجا مي خواهم برهان هايي را كه ذكر كرده ام به اختصار تكرار كنم .
مشاهده كلي اين مطلب كه همه كهكشانها از ما دورمي شوند ،اين واقعيت كه سرعت آنها متناسب با فاصله اي است كه از ما دارند ،و اين واقعيت كه نسبت مزبور در كليه جهات يكسان است ،بارزترين شاخص هاي اين گسترش همگون اند .
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت14:23 توسط بهزاد طهماسب زاده
گاهشما ر بديع
اين گاهشمار با قدمتي بيش از يك سده در نوع خود از جديد ترين گاهشماري هاي رايج در ميان بهاييان شمرده مي شود كه در سال 44 18ميلادي شخصي به نام «سيد علي محمد باب »كه نزد بهاييان ملقب به «حضرت اعلي»است آن را ابداع كرد.
در اين گاهشمار سال با 19 ماه و نامهاي خاص معيين شده كه هر ماه داراي 19 روز است .علت اين گزينش و كاربرد عدد 19 در اين تقويم و همچنين ديگر آثار اين شخص چنين توجيه شده است كه برابر يكي از آيات قرآن مجيد در بانهاي بهشت 19 نفر هستند و به همين سبب عدد 19براي پيروان بهايي عددي مقدس شمرده مي شود .
در چنين گاهشماري سال از 361 روز تشكيل شده مي شود كه با در نظر گرفتن حروف ابجد آن را به نام كل شئي با معنا و مفهوم كل شئ مي خوانند آنها هر نوزده واحد را يك كل شئ مي نامنند كه حاصل ضرب 19 در 19 برابر 361 روز مي شود بدين ترتيب ماه بياني را 19 روز دانسته و در نتيجه سال بياني را 19 ماه قرار مي دهند .
نمودار محاسبه ابجدي حروف واژه كل شئ چنين است:ك+ل+ش+ي+ئ+20 +30+ 300+ 10+1+361
از آنجا كه سال بياني با سال شمسي تطبيق دارد كسري آن براي روزهاي عادي 4روز ودر سالهاي كبيسه 5روز خواهد بود كه به ايام هاء يا ايام اعطاء معروف است نيز حروف هه در حروف ابجدبرابر است با عدد5هر گاه «ايام ها ئ»را به كل شئ يا 361روز اضافه كنيم كل سال شمسي كامل مي شود بايد توجه داشت كه اين 4يا 5روز اضافي كه به ايام ها معروف است پيش از آخرين ماه سال بين ماه هجدهم و نوزدهم قرار گرفته و ماه نوزدهم معمولا مطابق با دهم اسفند است اول ماه نزد در نزد بهاييان با روزه داري آغاز مي شود و مقرر شده كه در اين ايام با ياري به تهيدستان خود را براي اجراي فريضه صيام آماده كنند سال نو در اين گاهشمار همانند تقويم شمسي برابر با اول فروردين برگزار مي شود و نيز از تاريخ 11 اسفند كه آغاز شهر العلاءاست تا پايان سال را به 19روز به روزه داري مي پردازند.شهر البهادر اين گاهشمار نخستين ماه است كه برابر با اول فروردين ماه شمسي و مطابق با 21 مارس ميلادي است.
ايام هفته مانند ديگر گاهشماريها داراي هفت روز و هر يك نام ويژه اي دارد كه عبارتند :(شنبه)يوم الهلال _يوم الجمال _يوم الكمال-يوم الفضال –يوم العدل – يوم الاستجلال –يوم الاستقلال (جمعه)
آيه زير نشانه معنا و مفهوم نام ماههاي نوزده گانه اين گاهشمار است كه از يك دعاي سحري در ماه مبارك رمضان و بر گرفته از سخنان امام محمد باقر (ع) است.
اللهم اني اسئلك من بهائك بابهاه و كل بهائك بهي اللهم اني اسئلك ببهائك كله.
اللهم اني اسئلك من جمالك با جمله و كل جمالك جميل
http://cosmoshunter.blogfa.com/
نصیریان مدیریت کتابخانه مرکز تحقیقات معلمان زرین شهر
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت17:33 توسط بهزاد طهماسب زاده
استفاده کره سماوی درستاره شناسي دريايي
هنگام حل مسایل نجومی،بارها لازم می شود که روابط ریاضی دقیقی بین
جهات مختلف فضا برقرار سازیم وتغییرات آنها را تجزیه و تحلیل کنیم.
ساده ترین روش برای به دست آوردن چنین روابط ،استفاده از یک کره خاکی به اصطلاح کمکی است. از کره کمکی برای امتداددادن جهات وزوایای فضا به نقاط ،خطوط و مثلثهایی در سطح یک کره سماوی استفاده می شود که ما را مجاز به استفاده از فرمولهای مثلثات کروی می کند واز آن جا حل چنین مسائلی را آسان می سازد.
درستاره شناسی از کره کمکی ویژه ای (که کره سماوی نام دارد)استفاده می شود که درآن سیستمهای مختصات کروی بر روی آن بنا شده اند و مواضع اجسام سماوی نیز در آن تعیین شده است.این کره کمکی یک ساختمان ریاضی محض است و به هیچ وجه نباید با گنبد آسمان که عملا مشاهده می شود یکسان در نظر گرفته شود.
اهمیت کره سماوی صرفا به پاسخ گویی مسایل تعیین زاویه در فضا محدود نمی شود بلکه این کره یک دید تصویری از حرکات مختلف اجسام سماوی نیز به دست می دهد.
بدیهی است که می توان مرکز کره سماوی را ، به عنوان یک ساختمان ریاضی کمکی ،در هر نقطه اختیاری از فضا قرار داد؛با وجود این ،اگر مرکز آن در بعضی نقاط مشخص مثل چشم ناظر،مرکز زمین،یا مرکز منظومه شمسی فرض شود ،ساختمان آن مناسبتر و باتصویر بهتری ارائه خواهد شد.از این رو ،کره سماوی بر حسب مرکزش تغییر خواهد کرد.اتفاقا، پرداختن از یک حالت به حالت دیگر کار ساده ای است زیرا همه این توصیفها در واقع یک کره کمکی را نشان می دهند.ارایه کره سماوی که مرکزش بر مرکز زمین منطبق باشد میراثی است که از باستانیان و برداشت آنها از مجموعه جهان به یادگار مانده است. مختصات كره سماوي وفورمولهاي آن را رامي توانيد ازكتا ب زير مطالعه نماييد. ستاره شناسي
دريايي /كراساونسف- خليوستين/ترجمه: اميرحاجي خدادي
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت17:9 توسط بهزاد طهماسب زاده
طبیعت در آبستنی
((این زمین گرم،همیشه باردار و در چنگ تب آبستنی گرفتاراست ))
فریرادوکاسترو، جنگل بکر
ماعازم حضور دریک نمایشیم.بازی ماده که به خودسازمان می دهددر مقابل چشمانمان اجرا خواهد شد.طبیعت،در وضعیتی از آبستنی دایم،زندگی را به دنیا خواهد آورد.دراین فرایندزایش می توانیم چهار مرحله عمده رااز یکدیگرمتمایز کنیم.
این مراحل به مکانهایی مربوط می شوند که آبستنی اتفاق می افتد:کاینات منفجر شونده به طور کلی،پس از آندلهای گدازان ستاره ها،وسپس فضای یخ زده میان اجرام آسمانی،وسر انجام اقیانوس ولرم اولیه.
دوطرح مقدماتی به ما کمک می کنندکه قواعد این بازی را بفهمیم.نخست بایدببینیم وقتی یک قطعه آهن در درجه حرارتهای بالا داغ می شودچه اتفاقی روی می دهد.وضعیت های متوالی تحول آهن در این شرایط،تصوری از عملکرد نیروهای مختلف طبیعت رادر اختیار ما خواهد گذاشت.
پس از آن به جزیره دوسان سفرخواهیم کردتا امواجی راکه به بیرون می ریزند تماشا کنیم.رفتارآب وصخره هاتمثیل سودمندی است برای مقایسه باحرکت حرارت که به آرامی درسراسر کاینات پخش می شود.این پخش حرارت را می توانیم بانوعی بیدار شدن نیز مقایسه کنیم.حرارت بیش از حد تابستان یاسوناگاهی اوقات می تواند باعث نوعی رخوت شود.وضع کاینات درآغاز این گونه بود. هیچ کاری نمی توانست بکند.در برزخ قرار داشت. براثر نشست تدریجی یا کاهش حرارت بیدارشد.سپس دوره ای از فعالیت تب آلود راآغاز کرد.ساختارهای گوناگون به تدریج ساخته شدند. به موازات کاهش اجتناب ناپذیر درجه حرارت این فعالیت نیز کاهش یافت وسپس متوقف شد.اکنون سرما بودکه باعث رخوت می شد.
ما توالی این رویدادها را بارهاوبارها خواهیم دید.در هر مرحله یکی از نیروهای طبیعت به بازی فرا خوانده می شود.پس از گذشت یک ثانیه نوعی بیداری هسته ای اتفاق می افتد.حرارت به میزان یک میلیارد درجه کاهش می یابد.به دلیل وجود نیروی هسته ای،ترکیب نوکلئون ها آغاز می شود.نخستین هسته-به احتمال قریب به یقین،هلیوم –شکل می گیرد.اما تکامل هسته ای تقریبا بلافاصله متوقف می شود.این فرایند،انواع هسته های سنگین لازم برای حیات را تولید نمی کند.
پیش از آنکه بیداری دوم اتفاق بیفتد درجه حرارت همچنان به مدت یک میلیون سال کاهش می یابد.بیداری دوم به نیروی الکترومغناطیس مربوط می شود.در حرارت حدود 3000درجه ،ترکیب الکترونها با هسته آغاز می شودو اتم های هیدروژن وهلیوم تشکیل می شوند.اتم های هیدروژن با هم ترکیب می شوندومولکولهای هیدروژن را به وجود می آورند.در این مرحله پرتو افشانی آغاز می شود-همان پرتوهای فسیلی که ما امروزه با استفاده از رادیو تلسکوپ ها آنها راردیابی می کنیم.
چند صدمیلیون سال بعدنیروی گرانش ظاهر می شود.مقادیر انبوهی از ماده با هم ترکیب می شوندوکهکشانها را به وجود می آورند.کهکشانها نخستین ستارگان را به وجود می آورند.درحالی که کاینات به طور کلی همچنان سردمی شودتا پراکنده تر شود،ستارگان فشرده می شوندوبار دیگر شروع به گرم شدن می کنند.
در مرکز ستارگان بالا رفتن درجه حرارت نیروی هسته ای را احیاءمی کند.ستارگان رآکتورهایی هستند که در آنهاتحول هسته ای روبه کمال می رود.ستارگانی از قبیل خورشید،هیدروژن رابه هلیوم تبدیل می کنند.غول های سرخ با استفاده از هلیوم اتم های بارور،اکسیژن و کربن تولید می کنند.این تحول در تمام طول عمر ستاره ادامه پیدا می کندو باعث زایش کلیه هسته های پایدار،از جمله سنگین ترین هسته ها می شود.
ستارگان در پایان زندگی خود منفجر می شوندو ماده خود را به فضای بین ستاره ای باز می گردانند.بزرگترین ستارگان به ((ابرنواخترها))تبدیل می شوندوبر اثر تک انفجاری غول آسامی میرند.ستارگان کوچکتر،مانند خورشید ما،ماده خودرا به کندی وبه صورت((بادها)) از دست می دهند.
هسته های نوزاد که از کوره های ستاره ای بیرون رانده شده اند وبه درون فضای پهناور سردراه یافته اند،الکترون هایی جذب می کنندوانواع اتم ها رابه وجود می آورند.این فرایند،آغاز تحول شیمیایی است.اتم ها ترکیب وبه مولکولهاوغبارهای بین ستاره ای تبدیل می شوند.مدت ها بعد این غبارها به هم می چسبند،ودرجوار ستارگان نوبنیاد،سیاره ها را تشکیل می دهند.بعضی از این سیاره ها دارای جو واقیانوس اند. در این فضاها تحول شیمیایی تسریع می شود و مولکولها ی هر دم پیچیده تری زاده می شوند
در این سوپ،تحول زیست شناختی صورت می گیرد وسلولها،وسپس کلیه موجودات زنده تولید می شوند.
روایت کاملی از این نمای طبیعت در بارداری،در این دوره آخر جای می گیرد، اما من در اینجا به اشاراتی گذرا بسنده خواهم کرد.نور ستارگان نشان دهنده آن است که تکامل هسته ای هنوز در همه کهکشانها اتفاق می افتد. به همین تر تیب ، مولکولهایی که در فضا ردیابی می کنیم، حاصل تحول شیمیایی بین ستاره ای است و ثابت می کند که این فرایند نیز همچنان ادامه دارد. این پرسش مطرح می شود که آیا در محدوده های فراسوی زمین تکامل زیست شناختی نیز وجود دارد یا خیر ؟ سایر سیاره های منظومه شمسی کاملا برهوت به نظر می رسند. بااین همه در بعضی سنگ های آسمانی اسیدهای آمینه دیده شده است . در این سیارکها یی که از آن زمان تا کنون تکه پاره شده اند قطعا طرح هایی از حیات ترسیم شده است.
احتمالا"در کهکشان ما ،مثل کهکشانهای دیگر ،میلیون ها سیاره مسکونی وجود دارد ، اما هنوز تماسی بر قرار نشده است.آینده نوع بشر به آینده سیاره مهمان نواز ما بستگی دارد،و سرنوشت این سیاره نیز به آینده خورشید تغذیه کننده ما وابسته است .می توانیم پیش بینی کنیم که در حدود 5 میلیارد سال آینده ، خورشید همه چیز را تبخیر خواهد کرد .من به شیوه ای نیمه جدی ،سه راه ممکن برای به تعویق انداختن این رویداد را شرح خواهیم داد.ما می توانیم دست به مقایسه ای جالب میان حیات ستارگان در رابطه با مواد بین ستاره ای ،و زندگی گیاهان یا حیوانات در رابطه با کود بزنیم. دوچرخه ولادت،مرگ و ولادت دوباره ، به طور همزمان روی زمین ودر آسمان ها اتفاق می افتد.
در پایان این بخش ،با پرسش مربوط به موسیقی کاینات رویاروی خواهیم شد .آیا این موسیقی پیشاپیش تنظیم شده است،یا نوعی بداهه نوازی است؟در سایه پیشرفت های اخیر در زیست شناسی جدید،حالت دوم محتمل تر به نظر می رسد.تصادف نقشی اساسی ایفا می کند،اما تصادفی که صرفا" برای حفظ ضربه های خوب این موسیقی تعلیم دیده است .هر چند باید بپذیریم که امروز این موسیقی جدا" به خطر افتاده است.
http://cosmoshunter.blogfa.com/
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت18:17 توسط بهزاد طهماسب زاده
واقعيت ديگري مكشوف ديگر هر چند مستقيما با مكانيزم زندگي مربوط نيست ولي به مناسبت ارتباط آن با زندگي انسان ذكرش در اينجا بي فايده نخواهد بود از يك قرن پيش تا كنون بر مقدار مصرف ذغال سنگ و نفت به نحو بي سابقه وتصا عدي افزوده شده درنتيجه به طور بي سابقه بر مقدار توليد گاز كربنيك وساير گازهاي حاصله از احتراق كربن اضافه گشته است. اگر .در نظر آوريم كه طي دو قرن اخير از مساحت جنگلهاي دنيا خاصه اروپا وامريكاي شمالي به مقدار زيادي كاسته شده است، نتيجه مي گيريم كه

روز به روز بر مقدار گازهاي كربن موجوده در جو افزوده مي شود در حا ليكه ميزان مصرف آنها توسط گياهان ثابت مانده يا كمي افزوده شده است( زيرا گياهان در محيط پر از گاز كربنك مقدار بيشتري جذب مي كنند) گر چه مقداري اسيد كربنيك در باران حل شده داخل اقيانوسها وقشر زمين مي شود، ولي با يد دانست كه در اينحال نيز مقداري از اكسيژن جو را با خود بدرون دريا و خشكي مي برد .
اثر مستقيم اين منحني تصاعدي كاهش اكسيژن هوا واثر غير مستقيم آن كاهش بارندگي است .
گاز كربنيك تا اندازه اي جاي بخار آب را مي گيرد واشباع شدن رابه تاخير مي اندازد وبه واسطه وزن خود بر سطح آبها فشار بيشري وارد آورده تا حدي تبخير را تقليل مي دهد.
همچنين وجود اين قضيه كه هواي جو را تا حدي گرم تر مي كند وبه همين جهت نيز از اشباع شدن و تبديل بخار به برف و باران مي كا هد.
ضمنا به طوريكه در بنادر محل استخراج و صدور نفت مشهود است ، هميشه مقداري مواد نفتي كه به كندي تبخير مي شوند و سطح آبهاي آلوده بدين طريق را مي پو شاند و مانع تبخير آن مي شود گر چه جز يي كم اهميت به نظر مي رسند ولي با توجه به سير تصاعدي منحني استخراج و مصرف مواد سوختني در طي مدتي طولاني سبب كاهش تبخير آب دريا وتقليل تبديل آن به باران مي شود كه به هيچ وجه با ذوب شدن و عقب رفتن يخهاي قطبي به علت گرم شدن جو زمين قابل جبران نيست .
از طرفي كمي بارندگي سبب كاهش مساحت درياچه ها ورودها و رطوبت خشكيهاي زمين شده واين امر به نوبه خود عامل ديگري براي كم شدن تبخير وكاسته شدن باران است.
جاي ترديد نيست كه قلت اكسيژن وفزوني گازهاي كربن تنفس، يعني نخستين شرط حيات را مختل مي كند ، وكمي بارندگي سبب كاهش حاصل مزارع مراتع باغها و جنگلها مي شود به اين جهت به سازمان جهاني يونسكو كه نمايندگي آن درسراسر دنيامي باشد پيشنهاد شده طرحي براي محدود ساختن استخراج ومصرف مواد سوختني به ويژه نفت تهيه نموده تا از افزايش بي حد مصرف گنجهاييكه طبيعت در طي ميلييونها قرن ذخيره كرده است بكاهند وبدان وسيله هم از خطر ي كه سلامت بشر را تهديد مي كند جلوگيري شود وهم نسلهاي آينده از اين ذخاير بي بهره نمانند .
نویسنده محمودنصیریان ازکتاب مکانیسم حرکت
http://cosmoshunter.blogfa.com/
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت18:14 توسط بهزاد طهماسب زاده
( زندگی قانون مند کائنات از حرکت بر روی زمین تا انبساط عالم بر پایه ی تغییر درجه حرارت )
عامل اصلي حركت و زندگي اختلاف درجه حرارت مي باشد
نظري كلي به حركت درطبيعت نشان مي دهد:
1- چنانكه معلوم است گرماآب دريارا تبخير مي كند.سپس بخارآب سبب ريزش برف وباران مي شود يعني اختلاف درجه حرارت آب را از گوديهاي زمين به مرتفعات ميرساند. ازآنجا جريان ديگري به سوي دريارفته درمسيرخود اشياء رابه حركت درمي آورد كه بشرهم از نيروي محركه آن استفاده مي كند.

مكانيزم حركت
( زندگی قانون مند کائنات از حرکت بر روی زمین تا انبساط عالم بر پایه ی تغییر درجه حرارت )
عامل اصلي حركت و زندگي اختلاف درجه حرارت مي باشد
نظري كلي به حركت درطبيعت نشان مي دهد:
1- چنانكه معلوم است گرماآب دريارا تبخير مي كند. سپس بخارآب سبب ريزش برف وباران مي شود يعني اختلاف درجه حرارت آب را ازگوديهاي زمين به مرتفعات ميرساند. ازآنجا جريان ديگري به سوي دريارفته درمسيرخود اشياء رابه حركت درمي آورد كه بشرهم ازنيروي محركه آن استفاده مي كند.
2- جريانهاي آب گرم مانندگلف استريم كه ازمنطقه حاره به طرف قطب جاري است وباعث تغييرآب وهواي نواحي وسيعي مي شود همچنين جريانهاي آب سرد كه دركف اقيانوسها ازحدود قطب به نواحي گرم درحركتند به سبب تغييرحجم آب به علت اختلاف درجه حرارت به وجود مي آيند.
3- هواي سرد و سنگين هواي گرم و سبك را به بالاتر رانده جاي آن رامي گيرند. اين حركت ايجاد باد و طوفان مي كند كه آن به نوبه خود امواج دريا ، شنهاي صحرا، ابرها ودرختان وگياهان را به جنبش درمي آورد.
بنابراين سبب پيدايش حركات طبيعي مذكور تغييرحجم هوابه علت اختلاف درجه گرماست.
4- خردشدن سنگها به سبب يخبندان وزلزله كه سبب اصلي آن نفوذ ورسيدن آب به نزديكي قسمت ها و شكافهاي مربوط به هسته مذاب زمين وتبخير ناگهاني آن است يابه علل معروف ديگر مظهرديگري ازحركت است که به سبب تغييرحجم دراثر اختلاف درجه حرارت است.
5- پرتاب شدن گلوله اسلحه گرم وحركت ماشين بخار وموتور ديزل وجت وغيرآنها همگي به سبب زيادشدن حجم ماده به علت بالارفتن درجه گرماست.
علت ازديادحجم مواد منفجره و بنزين و غيره را واكنشهاي شيميايي و اكسيداسيون دانسته اند ولي به اين حقيقت توجه شود كه گازكربنيك بخارآب و ساير گازهاي حاصله ازاحتراق و انفجار را با پايين آوردن درجه حرارت ميتوان به مايع وجامد تبديل كرد وبدين وسيله حجم آنها را به حجم ماده منفجره يا محترقه به اضافه حجم اكسيژن مايع رساند معلوم ميشود كه عامل و علت ازدياد حجم حرارت است.
6-حركات منظومه شمسي نيز ناشي از تغيير حجم ماده به علت اختلاف درجه حرارت است:
يك نيمكره زمين پيوسته رو به خورشيد است .تابش آفتاب آب اقيانوس ها وهواي جو را گرم كرده سبب انبساط آنها مي شود در نتيجه به سطح آب وجو مي افزايد . با لعكس در نيمكره ديگر سطح آب و هوا به منتهاي تراكم رسيده و سطح آنها از همه جا پائين تر است زيرا در حدود 12 ساعت در سايه ي زمين قرار داشته اند. با لعكس در قاچي كه نزديك غروب است مواد سيال سطح زمين حداكثر انبساط را يافته وسطح آنها بالاتر از قسمت هاي ديگر است .
نيروي جاذبه ي زمين و حركت وضعي و كرويت آن ايجاب مي كند كه سطح آبها و جو تقريبا كروي و به اصطلاح مستوي باشد به اين جهت هميشه مقداري از آب وهواي قاچ مغرب به نواحي ديگر زمين رفته و قاچ مشرق قدري آب و هواي اضافي به دست مي آورد (سبب تمايل به غربي _شرقي بودن جهت عمومي بادها و جريانهاي دريائي يعني موافقت با حركت وضعي زمين نيز همين امر است . زيرا آب و هواي قاچ مغرب به علت ازدياد حجم اكثرا به سمت نيمكره تاريك كه حجم مواد سيال آن به سرعت رو به كاهش مي رود جريان مي يابند . بديهي است كه فشار ناشي از اين حركت خاصه هنگام برخورد به كوهها و سواحل نيز در حركت وضعي زمين موثر است .اين تمايل و اصولا انقباض وانبساط آبها در طي شبانه روز در جزر و مد دريا ها عامل اساسي است ظاهرا" آب در وسط اقيانوس ها چندان نوسان ندارد بلكه برخورد اثر جزر و مد به سواحل آن را شديد و با اختلاف زياد نمايش مي دهد.) در نتيجه جرم قاچ شرقي زياد تر شده و بيشتر جذب خورشيد مي گردد . در حاليكه در قاچ غربي به علت كاهش جرم کمتر تحت تاثیر نيروي جاذبه خورشيد است و نسبت به ساير قاچها از خورشيد دور مي شود .(چنان كه قطعه چوب عكس جاذبه زمين از كف آب بالا مي آيد.) به اين ترتيب حركت وضعي زمين از تغيير حجم و تغيير جرم (سنگين وسبك شدن ) قاچهاي آن به علت اختلاف درجه حرارت بوجود مي آيد .
چون در سطح ماه سياله نيست يا مقدارآن ناچيز است اين كره حركت وضعي ديگري غير از حركت تابعه انتقالي ندارد . يعني يا به علت آنكه نيمكره مقابل زمين جرم بيشتري دارد يا صرفا به سبب آنكه به زمين نزديكتر است يا به هر دو جهت بيشتر از نيم كره ي ديگر جذب شده هميشه مقابل زمين قرار مي گيرد همين امر سبب حركت وضعي ماه مي شود كه با حركت انتقالي آن مساوي است .
از اينجا دانسته مي شود در سطح كرات منظومه ي شمسي كه حركت وضعي دارند ماده يا مواد سيال موجود است .
حركت وضعي زمين خود به خود به علت چرخش نخستين و به سبب عدم برخورد به مانع دانسته اند ولي اگر كمي دقت كنيم معلوم خواهد شد درآن قاچ زمين كه مقابل خورشيد وهنگام ظهر است نيروي جاذبه ي خورشيد بيشتر اثر دارد زيرا به آن نزديك تر است واين وضع چون دائمي است سبب كاهش سرعت گردش زمين شده مانند ترمز خفيف در مدتي طولاني که موجب باز ايستادن آن از دوران مي گردد.
بنابراين زمين داراي نيروي محركه اي است كه بر تمايل به سكون فزوني داشته وباعث حركت وضعي است.
پيدايش ودوام حركت انتقالي اين گونه است :چون قسمت هاي مختلفه كره زمين داراي جرم هاي متفاوت اند اثر جاذبه ي خورشيد روي آن قسمت ها يكسان نخواهد بود .به طور كلي از دو نيمكره ي زمين آنكه تقريبا بين ساعت 21 و 9 صبح قرار دارد سنگين تر از ديگري است (جرم بيشتري دارد ) لذا بيشتر جذب خورشيد شده برنيمكره ي ديگر فشار مي آورد عكس العمل نيمكره سبك در برابر اين فشار باعث پرت شدن زمين در جهتي تقريبا عمود برجهت جاذبه وموافق جهت نيروي گريز از مركز مي شود يعني نتیجه می شود که اثر نيروي جاذبه بر قسمتهاي مختلفه كره در جهتي تقريبا موافق جهت نيروي گريز از مركز است وچون وضع زمين در قبال خورشيد از جهت اختلاف جرم دو نيمكره و قسمتهاي مختلفه ي آنها تقريبا ثابت است جهت حركت به مدار تبديل مي شود .ضمنا هر وقت زمين بخواهد قدري از خورشيد دور شود بواسطه ي كاهش اثر نور وحرارت جرم دو نيمكره كمتر شده سبب كند شدن حركت در مسير و نتيجتا كاستن نيروي گريز از مركز و نزديكي مجدد زمين به خورشيد مي شود . عكس اين وضع بر سرعت حركت انتقالي افزوده ونيروي گريز از مركز را بيشتر مي كند در نتيجه زمين در مدار معين ( بیضی که دارای حضیض و اوج هست ) به دور خورشيد ميگردد.
شكل خاص مدار زمين هم به علت تغيير نسبت جرم دو نيمكره در طي سال است . حركت انتقالي ماه به دور زمين نيزبه سبب اختلاف اثر جاذبه زمين بر قسمتهاي مختلفه آن كره است . به طور كلي نيمكره نزديك به زمين بيش از نيمكره ي ديگر جذب مي شود . نتیجتا نيروها باعث پرت شدن ماه تقريبا در جهت نيروي گريز از مركز خواهد شد يعني ماه مي خواهد از زمين دور شود ولي چون وضع آن در قبال زمين ثابت است و هميشه همان نقطه ي آن در امتداد خط مركز ماه _مركز زمين قرار دارد جهت حركت به مقداري تبديل ميشود كه مقدار فاصله با خورشيد و در نتیجه اثر جاذبه ي زمين وخورشيد شكل خاص آن را تعين مي كند .
به نظر نويسنده حركات وضعي و انتقالي( خود به خود) در هر جايي ناشي از همين قانون كلي فيزيكي است .
پيدايش فصول چهار گانه و ثابت ماندن محور زمين با تمايل معين نسبت به سطح مدار آن بدين سبب است : آب در چهار سانتي گراد به حداكثر سنگيني مي رسد و در طرفين اين درجه سبك مي شود. در نقطه ي اعتدال ربيعي مقدار يخ ها .آبهاي سنگين( در حدود 4 درجه ) وآب هاي گرم در دو نيمكره ي شمالي وجنوبي به حال تعادل است سپس يخهاي قطب شمال تدريجا ذوب شده بر مقدار آب سنگين ( نزديك به 4 سانتي گراد) مي افزايد بدين سبب نيمكره ي شمالي و تمايل آن به خورشيد به حد اكثر مي رسد از آن پس به وسيله ي فزوني آب هاي گرم (زائد بر 4 سانتي گراد) در اين نيمكره تمايل آن به خورشيد كاهش می يابد تا آنكه مجددا در نقطه ي اعتدال تعادل برقرار ميشود.
در پاييز وزمستان همين وضع براي نيمكره ي جنوبي پيش مي آيد يعني در اول دي ماه قطب جنوب به جانب خورشيد سبب سنگيني آن به حداكثر مي رسد همچنين فزوني بارندگي در زمستان وبهار بر خشكي هاي نيمكره ي شمالي در ازدياد جرم اين نيمكره و تمايل به خورشيد مؤثر است.
در حالي كه در تابستان و پائيز به علت تبخير.جرم خشكي ها ودرياچه ها ورود هاي نيمكره ي شمالي تقليل مي يابد.بدين ترتيب تمايل محورزمين هميشه نسبت به سطح مدارآن تقريبا" ثابت مي ماند. ظاهرا"تعادل نيروي جاذبه درفضاي بزرگ (كهكشانها) درايجاداين ميل ثابت اثرناچيزي دارد . درپيدايش و ثابت ماندن قطبين زمين چنانكه يكي از دانشمندان كشف نموده است كمي تغييردرجه حرارت درشبانه روز نواحي قطبي موثر بوده است.ولي وضع نسبتا"ثابت فعلي قطبين به اين جهت است كه قوه جاذبه خورشيد در نواحي استوايي زمين كه داراي جرم بيشتري است تاثيرزياد تري دارد. لذا ناحيه استوايي تقريبا"(با انحرافي كه فوقا"علت آن ذكرشد)درسطح مدارزمين قرارگرفته است.
دورشدن كهكشان ها واجرام آسماني ازهم ديگرنيز به عقيده وي انبساط جهان بزرك به علت تشعشع وگرما است.واساسا" اگرتشعشع وگرما نبود كليه اجرام درمركزجهان بدون هيچ گونه حركتي روي هم متراكم مي شدند.
به اين ترتيب ثابت مي شود كه تغييردرجه گرما عامل اصلي كليه حركات غيرحياتي است.به نظر وي قانون انبساط به سبب گرما و انقباظ دراثرسرما كلي و بلا استثناء است .
مقاله نوشته ضياء الدين رضوي خسرواني ازکتاب حرکت و زندگی
فرستنده برای وبلاگ : محمود نصیریان
ویرایش و بازنویسی : بهزاد طهماسب زاده
( وبلاگ شکارچی کیهان )
ثبت مطالب درهرجا باذکر منبع اشکال ندارد.
مدیریت شکارچی کیهان
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت8:16 توسط بهزاد طهماسب زاده
توجه : در این مقاله سعی شده است که در حد ریاضیات ساده سخن به میان رود تا کاربر عادی بتواند به خوبی از آن استفاده نماید انشاالله در آینده به بحث ریاضیات اون هم خواهیم پرداخت...
بعد از مدت کمی که از انتشار نسبیت عام گذشته بود کارل شوارتسشیلد اخترشناس آلمانی با بررسی معادلات این نظریه راه حلی را یافت که فضای اطراف جسم فشرده بسیار پر جرمی را که میدان گرانشی بسیار شدیدی دارد توصیف می کرد این نکته مهم است که

برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت8:14 توسط بهزاد طهماسب زاده
• در سده ششم قبل از میلاد ، "فیثاغورس" نظم ریاضی را وارد اندیشه کیهان شناختی کرد. بنظر او عالم ، نظم هندسی هماهنگی داشت که قوانین ریاضی و ارقام و اعداد بر آن حاکم بودند.
• افلاطون در سده چهارم پیش از میلاد ، برخی ایدههای فیثاغورس را برای تدوین کائنات تازهای از سرگرفت. به نظر او زمین شکل کروی کامل داشت و کرات آسمان میبایستی سفر خود را بر گرد زمین با شتاب ثابت انجام دهند.
• خط سیر اشیا سماوی از مشرق به مغرب در آسمان چنین تصوری را به وجود آورده بود که زمین مرکز عالم و ساکن و بیحرکت است و خورشید و ماه و کرات و ستارههای آسمانی بر اطراف آن میچرخند

برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت10:56 توسط بهزاد طهماسب زاده
تصادف يك عامل ضروري باروري كيهاني
درسراسر حماسه ما تصادف دست اندر كار است. هسته در دل آتشين ستارگان سرگردان است. يك تصادم اتفاق مي افتد ويك هسته سنگين تر شكل مي گيرد.در اقيانوس اوليه دو مولكول باهم درتماس قرار مي گيرند.آنها تركيب مي شوند ونظام پيچيده تري را به دنيا مي آورند. در داخل يك سلول، پرتوكيهاني باعث نوعي جهش مي شود.يك پروتئين خصوصيات تازه اي كسب مي كند.آيقينا هريك ا اين ذرات ازقبل توانايي تركيب شدن ياتغيير يافتن را داشته اند.اما رويداد مساعدي لازم بوده است تااين امكان به تحقق بپيوندد.سازمان يابي كائنات مستلزم آن است كه ماده خودرادراختيار بازي هاي تصادف قرار دهد.
اتم هاي سكوت/اوبر ريوز/عباس مخبر
http://cosmoshunter.blogfa.com/
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت15:38 توسط بهزاد طهماسب زاده
پاستور وقند
قند را مي توان به دو شيوه متمايز تهيه كرد. مي توان آنرا از گياهاني چون نيشكر يا چغندر قند استخراج كرد، يا در آزمايشگاه با استفاده از آب و دي اكسيد كربن توليد كرد.
آيا قندي كه از اين دو فرايند به دست مي آيد يكسان است؟
آنها با هم فرق دارند ،اما فرق شان طوري نيست كه به هنگام نوشيدن قهوه صبحانه آنرا تشخيص دهيد. فرق آنها با تاباندن پرتويي از نور در محلول قند آشكار مي شود.
قندي كه از يك منشاء زنده به دست آمده است به شيوه اي معين واكنش نشان مي دهد ، حال آنكه قند توليد شده در آزمايشگاه هيچ واكنشي نشان نمي دهد .
(به بيان دقيق تر ، از نور «قطبي شده» استفاده مي كنيم. قند طبيعي، صفحه پولاريزاسيون را مي چرخاند ، اما قند آزمايشگاهي اين كار را نمي كند .
اين چرخش را مي توان با استفاده از فيلترهاي پولاريزاسيون مشاهده كرد.) علت اين تفاوت چيست؟
در واقع ،دو نوع مولكول قند وجود دارد .آنها حاوي اتم هاي يكساني هستند (كربن ،اكسيژن ، هيدروژن)،اما ساختار فضايي شان فرق مي كند . در ذهن خود نوعي پلكان مارپيچي را تصور كنيد.
اين پلكان مي تواند به سمت راست يا چپ بچرخد . به همين ترتيب بعضي از مولكولها نيز به سمت راست و بعضي به سمت چپ مي چرخند. آنها از جهات ديگر يكسان اند ،مثل دست هاي چپ و راست در يك آينه .
پاستور نشان داد كه قند هاي آزمايشگاهي حاوي هر دو نوع مولكول اند ،حال آنكه كه قند هاي به دست آمده از يك منشاء زنده فقط حاوي يك نوع از اين مولكولها هستند (محلولي كه حاوي يك نوع مولكول باشد صفحه پولاريزاسيون را به يك جهت مي چرخاند . )
(نوع ديگر ،آن را در جهت مخالف مي چرخاند.هنگامي كه هردو نوع در كنار هم حضور دارند ، اثرات يكديگر را خنثي مي كنند و صفحه پولاريزاسيون تغيير نمي كند ).
در قلمرو موجودات زنده ، كپك ها فقط مي توانند همان نوع قندي را كه خود از آن ساخته شده اند توليد كنند. به نظر مي رسد در اين جا نوعي انتخاب دست اندر كار است كه با نوع انتخابي كه در تشكيل بلور با آن مواجه بوديم شباهت دارد .
اين واقعيت كه حيات گياهي و حيواني نوع واحدي از قند را توليد مي كند ، تجلي عميق وحدت موجودات زنده بر زمين بوده است .
در آغاز ودر سوپ اقيانوسي ،وضعيت مي توانسته است متفاوت بوده باشد .
هيچ دليلي وجود ندارد كه صاعقه هاي آذر خش بارش اوليه مي بايست نوعي از قند را بر نوع ديگر ترجيح مي داده است . اما بعدا يكي از اين انواع از ميان رفته است .چرا؟
شايد با پيدايش نخستين نظا مهايي كه قادر به خوردن و توليد مثل بودند ،اين دو گروه ناگزير از خوردن يكديگر شده اند . احتمالا يكي از اين گروه ها مي بايست ديگري را حذف كرده باشد .
روي سياره اي ديگر گروه برنده مي توانسته است متفاوت بوده باشد . اين وضعيت يعني دو نوع ممكن و يك بازمانده واحد فقط به قندها محدود نمي شود به عنوان مثال در ميان موجودات زميني فقط يك نوع از اسيدهاي آمينه وجود دارد. نوع ديگر از ميان رفته است . اما در شهاب سنگ هاي كربن دار هر دو نوع وجود دارند. به اين دليل است كه آلودگي جوي ،اسيدهاي آمينه موجود در شهاب سنگ ها را توضيح نمي دهد .
آنها فقط مي توانند ناشي از يك منشاء ذاتي باشند و لذا جايي غير از سياره ما ساخته شده اند .
اتم هاي سكوت/اوبر ريوز/ترجمه:عباس مخبر
نصيريان مديريت كتابخانه مركز تحقيقات معلمان زرين شهر
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت18:8 توسط بهزاد طهماسب زاده
![]() |
دانشمندان در جستجوی ذرات پادماده به جای مانده از جهان اولیه هستند.
نتایج جدید به دست آمده به وسیله رصدخانه پرتوایکس چاندرا (ناسا ) و همچنین رصدخانه پرتو گامای کمپتن نشان میدهد که این موضوع قدم به قدم پیچیدهتر میشود.
پادماده در واقع از ذرات بنیادیاي تشکیل شده است که هر کدام از آنها جرمی برابر ضد ماده متناظر خود (الکترون ها، پروتونها و نوترونها)دارند، اما دارای بار مخالف آن و خاصیت مغناطیسی هستند.
http://www.hamshahrionline.ir/News/برگرفته از
ادامه
برای دیدن ادامه مطلب بر روی خط زیر کلیلک کنید
+ نوشته شده در ساعت20:29 توسط بهزاد طهماسب زاده






>








